آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
274
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
بيش از نيمى از يك بطرى شيشهاى ، يا يك كوزه سفالى و يا پوست گردوى هندى بنام كباه « 1 » ( پوست سفتگونهيى ويژه از كدو ) را با آب تازه « 2 » پر مىكنند و از بالا ، لولهيى « 3 » را به درون آب فرومىبرند . بر سر اين لوله « 4 » حقهيى قرار دارد كه تنباكو درون آن است . روى تنباكو يك قطعه ذغال سرخ مىگذارند . يك لوله چوبى « 5 » نى به درازاى يك يا دو ساعد در قسمت بالاى بدنهء كوزه فرومىكنند و با اين نى هواى درون كوزه را به دهان مىكشند . چون نى قليان كاملا به سوراخ كوزه چسبيده و از جاى ديگر هوا بيرون نمىرود ، دود تنباكو از ميان آب مىگذرد و از راه قليان وارد دهان قليانكش مىشود . آب كوزه مادهء سياه و چرب تنباكو را مىگيرد و نگه مىدارد . برخى به سبب نداشتن قليان توتون را به شيوهء ما با چپق چوبى دود مىكنند . بر سر اين چپق دهانهاى از گل « 6 » قرار دادهاند . همراه با كشيدن قليان قهوه سياه مىنوشند . قهوه ميوهئى است كه ايرانىها از مصر « 7 » و مخصوصا تركيه وارد مىكنند . دانهء قهوه شبيه گندم و به اندازه يك لوبيا و آرد آن سفيد رنگ است . دانههاى قهوه را در يك تاوه خشك بو مىدهند و تا حدى مىسوزانند ، سپس آن را ريز مىكنند ، مىجوشانند و آب آن را مىنوشند . قهوه داراى طعمى تند و مطبوع است و گويا سردى بسيار را سبب شود و مزاج را خنثى سازد و به همين دليل اكثرا آن را مىنوشند . اگر كسى قهوه زياد بنوشد آتش ميل شهوانى او خاموش
--> ( 1 ) - Kabah بايد همان كدو باشد كه در صفحات قبل نويسنده از آن ياد كرده است - م ( 2 ) - كوزه قليان - م ( 3 ) - ميلاب قليان - م ( 4 ) - سر قليان ( 5 ) - نى قليان ( 6 ) - سر چپق ( 7 ) - Misser