آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
238
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
مىنامند كه گاهى در چهار طرف خانه ديده مىشود . در تابستان گرم براى اينكه در جريان باد و هواى خنك قرار گيرند از ايوان به جاى اطاق خواب استفاده مىكنند . پنجرهء اطاق ايرانىها به بزرگى در است و تا كف اطاق مىرسد و به جاى شيشه داراى شبكههاى چوبى است كه در زمستان روى آن را كاغذ چرب مىچسبانند ، از اطاقهاى پائين منزل براى زمستان استفاده مىكنند . از آنجا كه در اصفهان نيز مانند بسيارى از نقاط ديگر ايران چوب و هيزم كمياب است ، نياز به گرما سبب شده است كه در زمستان اطاقهاى خود را به طريق خاصى گرم كنند ، به اين ترتيب كه كف اطاق را كنده و در آن تنور « 1 » ساختهاند ، تنور سوراخ گردى است كه ديگ بزرگى را مىماند ، در تنور ذغال سرخ شده نگه مىدارند و روى آن يك صندلى كوتاه يا يك ميز قرار مىدهند و روانداز پهنى كه تمام دور بر را مىپوشاند بر آن مىاندازند ، دور آن مىنشينند و پاها را زير كرسى « 2 » فرومىبرند و لحاف را روى نيمى از بدن خود مىكشند و به اين ترتيب تا صبح مىخوابند . با مقدار اندكى زغال گرماى مطبوعى حاصل مىشود ، گاهى اوقات آنقدر گرم مىشود كه انسان عرق مىكند . ايرانىها كرسى را وسيله سالمى مىدانند ، زيرا در طول شب يا روز سر انسان بيرون از لحاف است و از هواى آزاد بهرهمند مىشود . براى جلوگيرى از پخش گاز زغال ، تنور را از طريق لولهاى از زيرزمين به حياط مرتبط ساختهاند . از تنور براى پختن نان و غذا ، مانند اجاق استفاده مىكنند . معمولا خانهها يك حياط جلوئى دارند كه از ميان آن مىتوان به اطاقهاى مسكونى و ساير محوطههاى منزل مىرسيد . كوچه و خيابانهاى بين خانهها قبلا چنان بزرگ و پهن بودند كه بيست نفر يا بيشتر مىتوانستند كنار يكديگر اسب برانند . در زمان شاه عباس بزرگ به سبب ساختن منازل بسيار ، بيشتر كوچهها و خيابانها چنان تنگ شد كه مخصوصا نزديكىهاى ميدان و بازار كه رفت و آمد
--> ( 1 ) - Tenur ( 2 ) - Kursi