آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

217

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

فرستاد كه اينها به تندى سوى خانه‌هاى « * » ارامنه پرواز كردند . پس از چند روز ديگر شاه دوباره به شكار رفت و اين‌بار زنان حرمسرا همراه وى بودند . چند ساعت قبل از حركت ، جارچى « 1 » در كوچه و خيابان‌هاى مسير شاه و حرمخانه او جار مىزد و و اهالى تا زمانى كه كاروان از آنجا دور نشده بود اجازهء بيرون آمدن از خانه نداشتند . در ايران رسم است ، هنگامى كه شاه با زنان حرم خود بيرون مىرود ، هيچ كسى در خيابان يا از فاصله پرتاب يك تير توپ مجاز به ديدن آن‌ها نيست و گرنه مانند سگى او را هدف تير قرار مىدهند ؛ گرچه زنان شاه همگى در كجاوه‌هاى بسته بر پشت شتر مىنشستند و ديده نمىشدند . شاه به اتفاق درباريان نيمساعت جلوتر حركت مىكرد ، زنان با خواجگان بعدا دنبال او مىرفتند . زمانى كه به شكارگاه مىرسيدند ، زنان سوار بر اسب مى - شدند و مانند مردان از تير و كمان و بازشكارى استفاده مىكردند . تمام مردان و نوكران شاه در فاصله ربع مايل از زن‌ها دور بودند تا قادر به ديدن آن نباشند . ظرف اين مدت مردان نيز به شكار مشغول مىشدند و انتظار مىكشيدند ، تا زنان حرم به محل استقرار خود بازگردند و توسط يكى از خواجه‌ها به آنان دستور بازگشت داده شود . شاه روز ششم نوامبر از اين شكار به دار السلطنه اصفهان بازگشت . او مانند درباريان خود آن‌چنان مست بود كه قادر نبود خود را پشت اسب نگاه دارد ، شاه هنگام بازگشت به اصفهان به اتفاق خوانين خود بر روى پلى « 2 » نزديك چارباغ اطراق كرد و شراب زيادى نوشيد . زمانى كه شراب اثر خود را بخشيد ، شاه از فرط خوشى شمشير از غلاف كشيد و بالاى سر خود چرخاند . همراه اين كردار شاه ،

--> ( * ) - نويسنده قبلا اشاره كرده بود كه مقدار زيادى از آذوقه كميته به ارامنه فقير داده مىشود . در اينجا موضوع با اين طنز مجددا يادآورى شده است - م . ( 1 ) - Tzartzi ( 2 ) - منظور سى و سه پل يا پل اللّه ورديخان است كه در زمان حضور هيئت آلمانى در اصفهان چند سالى از اتمام ساخت آن گذشته بود . به صفحه 189 سفرنامه كمپفر رجوع فرمائيد - م .