آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

218

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

خوانين شروع به خواندن و رقصيدن كردند و شاه را از اين عمل آنان چنان خوش‌آمد كه به بعضى از آن‌ها هدايائى مرحمت كرد . با اينكه شاه مردى خشن و سفاك « 1 » بود ، لكن هنگام شادى و خوشحالى به‌خصوص وقت نوشيدن شراب بسيار دست و دلباز مىشد و آن‌قدر به اطرافيان خود هديه و پول مىبخشيد كه بعدا احساس پشيمانى مىكرد . هشت روز بعد واقعهء ديگرى رخ داد . شاه بار ديگر به باده‌نوشى نشست ، پس از صرف غذا دستور داد ظروف بزرگى را پر از شراب كنند و برابر صدر اعظم بگذارند . ساروتقى كه شرابخوار نبود اظهار داشت كه حتى اگر به بهاى از دست

--> ( 1 ) - كتاب « اسناد و مكاتبات سياسى ايران » صفحات 2 و 93 . « . . . شاه عباس جانشينى نداشت مگر « سام ميرزا » با اين حال شاه عباس دستور داده بود كه همه روزه يك نخود ترياك به دو دهند تا هميشه خمار و سست و بىحس باشد و بالنتيجه نتواند بزرگان دربار و سران سپاه را به خود علاقمند سازد . چنين شاهزاده‌اى بر جاى شاه عباس نشست و چون از اسم « سام » بدش مىآمد ، آن نام به يك سو نهاد و خويشتن را به نام پدر خويش شاه صفى خواند . جلوس وى روز دوشنبه چهارم جمادى الثانى سال 1308 ه . ق . روى داد . در اين‌روز به نام وى سكه زدند و مير محمد باقر داماد در مسجد شاه خطبه خواند . . . . دوران سلطنت وى سيزده سال و دو ماه و شش روز طول كشيد . در اين مدت كه چندان كوتاه هم نيست ، هيچ واقعهء افتخارآميزى روى نداد بلكه در داخله كشور فقط خونريزى و كشتن و كور كردن شاهزادگان و امرا و بزرگان قوم و سران قزلباش بود و در مرزهاى مملكت ، در برابر دشمنان ايران يعنى تركان عثمانى ، تنها شكست و تسليم . » « شاه صفى در سال 1502 ه . ق بر اثر افراط در شراب‌خوارى درگذشت . وقتى كه مرد سى و دو سال بيشتر نداشت » . شاه صفى معروف به « ايوان مخوف » ايران است . به صفحات 141 و 164 كتاب « سياست و اقتصاد عصر صفوى » نيز رجوع فرمائيد - م .