آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

212

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

در آن روز سه مايل راه پيموديم تا به دهكده‌ئى ارمنىنشين رسيديم . در طول راه شاه چند بار اسب و يك بار نيز لباس خود را عوض كرد ، اين كار را هر روز تا پايان مراسم شكار تكرار مىكرد . شكار آن روز توسط بازهاى شكارى انجام گرفت . بازها به دنبال درنا ، مرغابى غاز وحشى و كلاغ و پرندگانى كه شكاربانان پرواز مىدادند ، به هوا برمىخاستند و شكارشان مىكردند . ظهر به دهكده‌ئى رسيديم كه از پيش چادرهاى رنگارنگ بسيار در آنجا برپا كرده بودند كه بسيار جالب و تماشائى بود . خوانين شاه را تا درون خانه زيبائى همراهى كردند و چند لحظه بعد سفرا با افراد سرشناس مملكت به همان خانه ، كنار سفره هدايت شدند . بنابرسم معمول مهمانان ابتدا ميوه و شيرينى صرف كردند ، آنگاه انواع غذاهاى رنگارنگ بر زنبه‌هاى زرين سر سفره آوردند . غذا در ظرف‌هاى مخصوص طلا برابر مهمانان نهاده شد . روز هجدهم همين ماه پيش از طلوع آفتاب شاه به ما خبر داد كه فقط همراه با چند تن مىخواهد براى به دام انداختن مرغابى برود و از سفرا خواهش كرد كه علاوه بر خود حداكثر يك نفر را با خود همراه بياورند تا مرغابىها بر اثر سر و صداى افراد فرار نكنند . سفرا تنها سوار بر اسب روانه شدند . اندكى پس از فرارسيدن روز كاروان حركت كرد و ديگران نيز به آن‌ها پيوستند . بيش از اين راهروئى مخفى در زيرزمين حفر كرده ، جلوى آن دانه پاشيده و بدين ترتيب هشتاد مرغابى را به دام انداخته بودند . شاه پرهاى چند تا مرغابى را به دستار خود فروكرده بود و به هر يك از سفرا نيز دو پر اعطا كرد تا به كلاه خود نصب كنند ، آنگاه به صحرا تاختند و توسط باز شكارى چند پرنده ديگر نيز شكار كردند . ناهار در همان دهكده صرف شد . نوازندگان دربارى انتظار شاه را مىكشيدند و او بسيار شاد و خوشحال مىنمود . حوالى شب ، شاه سفرا و چند تن ديگر كه جمعا شش نفر مىشدند براى شكار غاز وحشى به محلى حدود نيم مايلى دهكده رفتند . وقتى كه به آنجا رسيدند شاه و سفرا و همراهانش از اسب پياده شدند و به طرف كلبه‌ئى دراز كه از خشت ساخته