آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

208

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

آنان دستمال‌هاى بلند ابريشمين زردوزى شده تا نزديك مچ پايشان آويزان بود . اين دستمال‌ها را هنگام رقص به دو طرف بدن خود مىنواختند . بر مچ‌هايشان نوارهاى قشنگ و تعدادى زياد خلخال برنجى بسته بودند و هنگام رقصيدن در شيوهء قدم برداشتن آن‌چنان ماهر بودند كه در موقع لزوم با بهم‌زدن خلخال‌ها ضربى پديد مىآوردند كه مىتوانست جايگزين موسيقى شود . در دست چارپانه « 1 » نيز داشتند كه با بهم‌زدن آن‌ها به يكديگر آهنگى ضرب‌دار به گوش مىرساندند . برخى از رقاصه‌ها با پاى برهنه و برخى با كفش‌هاى غريب و كم‌نظير قدم برمىداشتند . آلات موسيقى آنان عبارت بود از طبل هندى ، سنج ايرانى ، تنبك و فلوت . طبل هندى يك ساعد درازا دارد و باريك است و چون كوزه مىنمايد . بدنهء اين طبل هموار و يك‌اندازه نيست و به همين دليل وقتى كه آن را از دو طرف با زدن دست به صدا درمىآورند ، آواى ضرب يك چهارم از آن برمىخيزد . چون بايد طبل را از دو طرف و فقط با دست بنوازند ، با تسمه‌اى از گردن در جلوى بدن خود آويزان مىكنند . رقاصان به هنگام رقص با پاها ، دست‌ها و تمام بدنشان حركات ماهرانه و شيفته‌كننده و كم‌نظيرى نمايش مىدادند و گاه‌گاه در برابر يكى از تماشاگران با حركتى كه ضمن آن دست خود را به معناى دريافت انعام دراز مىكردند ، مىرقصيدند . بهر حال رقص آنان به مراتب زنده‌تر ، ظريف‌تر و شادكننده‌تر از رقص رقاصه‌هاى ايرانى بود . به من گفته شده بود كه رقاصه‌ها و بازيگران هندى معمولا به موازين اخلاقى پاىبند نيستند و چنانچه از آنان درخواست شود ، رقص‌ها و حركات شهوانى را بدون احساس قبح و شرم در حضور تماشاگران به نمايش مىگذارند . خود من چند تابلو نقاشى از چنين اعمال قبيح جنسى را به دست آوردم كه ديدن آن‌ها افراد مقيد به اخلاق و بانجابت را ناراحت مىكند . اين موضوع را از اين جهت مىنگارم كه آدميان متوجه شوند كه چگونه شيطان ننگ در فرزندان كفر نفوذ مىكند و بى -

--> ( 1 ) - Tzarpane - قاشقك ، كاسكانيت - م .