آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

169

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

اين شهر همواره با خود يك عدد سكه مسين كه پول « 1 » نام دارد همراه دارند . پس از آن بر روى زخم عسل و سركه مىگذارند و به اين ترتيب نيش‌خورده را مداوا مىكنند . تنها كسى كه بين اعضاى هيئت مزه نيش عقرب را چشيد من بودم . هنگام بازگشت از ايران در شماخى عقربى گلوى مرا در نقطه‌اى نزديك حنجره گزيد ، سوزش اين گزيدگى با مداواى پزشك هيئت فورا بر طرف شد . ولى سال‌ها نيش عقرب را مانند سوزنى در گلو داشتم و مخصوصا هنگام پائيز و معمولا روز بيست و نهم سپتامبر اين درد به تنم بازمىگشت . من خرافاتى نيستم و نمىخواهم بگويم كه هنگام ورود خورشيد در عقرب اين سوزش به من عارض مىشد . از آنجا كه معالجه عقرب‌زدگى نزد ايرانيان بسيار آسان است ، كم‌اهميت بودن آن را با ضرب المثلى چنين نشان مىدهند كه « نيش عقرب چون عرعر خر بىاهميت است . » ( در ايران از اين چارپا بسيار يافت مىشود و مورد استفاده قرار مىگيرد ) همراهان ما نيز از اين ضرب المثل لطيفه‌اى ساختند و به يكديگر مىگفتند : « اگر كسى از ما را عقرب نيش زد ، يكى از رفقا در صورت كمبود الاغ ايرانى بايد عرعر كند » « 2 » . بيرون شهر كاشان گونه‌اى از حشرات موذى وجود دارد كه تقريبا شبيه عنكبوت است . درازاى برخى از آن‌ها به دو زول مىرسد و بر بدنشان لكه‌ها و خطوطى ديده مىشود . اين جانور زير بوته‌هاى كوتاه صحرائى لانه مىكند . بوته مذكور شبيه افسنيتن ، ولى با برگ‌هاى پهن و بوى تند است . گياه ياد شده را ايرانى -

--> ( 1 ) - Pul ( 2 ) - مفهوم اين لطيفه مربوط مىشود به كوتاهى مأموران ايرانى در امر تهيه و در اختيار گذاردن الاغ براى باركشى وسايل اعضاى كميته - م .