آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
168
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
و ارزانقيمت عادت دارد كه به آسانى از عهدهء تهيه پول آن برمىآيد . اين شيوه زندگى كه قناعت اساس آن است ، سبب گرديده كه بين مردم غير برده و آزاد اين شهر ، به طورى كه خود اهالى كاشان نيز معترفند بيكار و ولگرد بسيار ديده شود . آنچه كه كارت رايت در مورد عقرب كاشان نوشته نيز درست است . هيچ شهرى در تمام ايران به اندازهء كاشان عقرب فراوان ندارد و از اينرو است كه ايرانىها وقتى بد كسى را بخواهند به او مىگويند : « عقرب كاشان به دستت زند » « 1 » . ما چند تا از اين عقربها را در اقامتگاه خود ديديم كه مانند زغال سياه ، و چاق به اندازهء يك انگشت بودند . نيش آنها گويا زهرآگين باشد و شبيه خرچنگ هستند ، با اين تفاوت كه فقط سرى تو رفته و بدنى باريك دارند . آنها به سرعت حركت مىكنند و در اين حالت ، دم خود را بالا مىگيرند . اكثر كاشانىها رختخواب خود را بر زمين پهن نمىكنند ، بلكه آن را روى چارپاى « 2 » مىاندازند . چارپاى عبارتست از يك تخت با چهارپايهء بلند ، اهالى مىگويند اگر غريبى به كاشان آمد و چند بار اين جمله كه « من غريبم » « 3 » را بگويد . عقربها او را نمى - گزند . من معتقدم كه آن غريب ضمن گفتن اين جمله حتما به سبب وجود تعداد زيادى از اين گژدمها و ترس بيش از حد ، مراقبت مىكند ، بنابراين اطمينان وى از نيش - نخوردن از اينجهت است ، نه از گفتن جمله ياد شده . مىگويند كه از نيش عقرب تعداد كمى انسان كشته شده است . پادزهر سم كژدم ، بستن فورى يك تكه مس بر جاى نيش خوردگى است و به همين دليل اهالى
--> ( 1 ) - « Akrad Kaschan be destet Senet » ( 2 ) - Tzarpai ( 3 ) - Men Karibem