آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
167
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
كه مىنويسد : « مردم كاشان فاقد چشمههاى آب گوارا هستند و بايد براى بدست آوردن آب مبادرت به كندن چاههاى عميق كنند » كه در زمان اقامت ما در آنجا اين كار به ندرت صورت مىگرفت . مقدارى آب نيز از طريق آبروهاى « 1 » زيرزمينى به شهر هدايت شده بود . بر خلاف آنچه كه معروفست نظام حكومتى و ادارى در كاشان آنچنان پيشرفته و مناسب نيست ، به ويژه در مورد نوجوانان كه اكثرا به كار مشغولند و تن به تكدى و ولگردى نمىدهند . تعداد اين نوجوانان كه به كار كردن عادت دارند بيش از ساير شهرهاى ايران است . مسئله نوجوانان ريشه در اين امر دارد كه مردان ايرانى زنباره هستند و بدين جهت كودكان بسيار به دنيا مىآورند . مبحثى را كه ارسطو دربارهء ويژگىهاى انسان نسبت به حيوانات ديگر پيش كشيده و مىگويد كه « انسان « 1 » حيوانى اجتماعى است » درباره نوجوانان اين شهر كاملا صدق مىكند ، زيرا آنها ترجيح مىدهند كه در اجتماع زندگى كنند ، در ميدان شهر به گردش مشغول شوند و يا به دستفروشى اشتغال ورزند ، تا اينكه در كارگاهها به انجام كارهاى سخت دست زنند ، زيرا ايرانىها براى اينگونه كارها بردگان را به خدمت مىگيرند . يك انسان معمولى در كاشان به خوردن غذاى ساده
--> با شانزدهمين سال سلطنت شاه عباس كبير به ايران آمد . اين شخص كه جهانگرد بود اكثر شهرهاى مهم ايران را از جمله تبريز ، قزوين ، كاشان ، اصفهان و شيراز را ديده و مشاهدات خود را به صورت سفرنامهاى بسيار مفصل و دقيق به رشته تحرير درآورده است . او نخستين مسافر انگليسى است كه اوضاع سياسى و اجتماعى ، ويژگى شهرها و امكانات داد و ستد در ايران را نوشته است . » نقل با اندكى تحريف از كتاب « تاريخ روابط بازرگانى و سياسى انگليس و ايران » نوشته آقاى دكتر ابو القاسم طاهرى - م ( 1 ) - منظور « قنات » است كه يكى از شيوههاى قديمى آبرسانى و ويژه ايرانيانست - م