آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
120
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
است كه از طريق تجارت توسط بازرگانان بومى و بيگانه انجام مىشود . اهالى شهر زبانشان تركى است . شهر اردبيل در پهنهاى هموار و دايره مانند به قطر سه مايل كه اطراف آن را كوههاى بلند فراگرفته است قرار دارد اين بلندترين كوهها سبلان « 1 » در باختر كه همواره از برف پوشيده است . در جنوب خاورى كوهستان گيلان به نام بكرو « 2 » قرار دارد . اين كوهستان سبب ايجاد وضع متغيرى در اقليم اردبيل شده است ، زيرا گاهى اوقات هواى سرد و گاهى هواى گرم را به داخل شهر نفوذ مىدهد و از اين جهت سلامت اهالى را آسيبپذير مىكند ، به طورى كه اغلب اوقات به ويژه در ماه اوت و سپتامبر كه هواى پائيزى را با خود دارد ، بسيارى از افراد بيمار مىشوند و حتى از بين مىروند . چند نفر از همراهان ما نيز دچار تب شديد و بيمارىهاى خطرناك شدند . پزشك هيئت نيز چنان بيمار شده بود كه ما به زنده ماندن او اميد نداشتيم . سبب شگفتى است كه هر روز هنگام ظهر ، زمانى كه خورشيد در بلندترين نقطه قرار مىگيرد باد شديدى مىوزد و گرد و خاك بسيارى برپا مىكند . اين وضع حدود يك ساعت طول مىكشد و بقيهء روز و شب در آرامش فرومىرود . براى گرد و خاك اردبيل ، ايرانىها ضرب المثلى ساختهاند : صباح اردبيل - نيمروز كرده بيل « 3 » در اردبيل به سبب وجود هواى سرد ، نه شراب ، نه هندوانه ، نه خربزه و نظاير آن به دست مىآيد و نه مركبات ، ولى سيب و گلابى به وفور كشت مىشود . درختان اواخر ماه آوريل به شكوفه مىنشينند ، ديگر درختان ، زير كوهها كه هوا گرمتر است ، پرورش مىيابند . در دهكدهاى به نام آلارو « 4 » كه زير بكرو قرار دارد هندوانه و دربارو « 5 » بهترين خيار به دست مىآيد .
--> ( 1 ) - Sebelahn ( 2 ) - Bakru ( 3 ) - Saba Ardebil , Nimrus Kardebil ( 4 ) - Alaru ( 5 ) - Baru