آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
117
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
در پيشبندهاى خود كه به كمر بسته بودند احتمالا آتش داشتند و شعلههاى آن را در ميدان مىپراكندند كه براى چند لحظه ستارهاى را مىنمود . اين آتش از پنبه آغشته به نفت بود كه بر اثر مالش شكل گلولهاى را به خود گرفته بود . چند عدد از از اين گلولههاى نفتى را در كاغذهاى سه گوش پيچيده بودند و آتش مىزدند . نفت سفيد ماده اصلى آتشبازى آنها بود كه به بهترين وجه مورد استفاده قرار داده بودند . نفت سفيد چيزى غير از پترليوم « 1 » يا نفت معدنى نيست كه مانند آن را ما در داروخانههاى خود ( نه به مرغوبيت نفت آنها ) مىتوانيم به دست آوريم . من به جاى نفت از تربانتين خالص استفاده كردم و نتيجهاى همانند و شايد هم بهتر گرفتم . آخرين نمايش آتشبازى در اردبيل برج كوچكى از آتش بود كه از آن تعداد زيادى موشك در يك چشم به هم زدن پرتاب مىشد و پس از لحظهاى از بين مىرفت . پس از پايان اين نمايش پر هياهو و سرگرمكننده كه تا نيمههاى شب به درازا كشيد ، دوباره به اقامتگاه خود بازگشتيم . در اين شب ديدنىهاى بسيار ديديم ولى از آنجا كه انتظار داشتيم خان ما را اطعام كند ، اميدمان به نوميدى مبدل شد و با شكم خالى به بستر رفتيم و تاوان آن لحظات خوش را اينچنين بازپس داديم . صبح روز بعد قبل از طلوع آفتاب ايرانىها مراسم نعشگردانى امام حسين ( ع ) را برگزار كردند . آنها اشدر « 2 » و پرچمهاى معمولى خود را حمل مىكردند . اسبها و شترهايى را كه بر پشت آنان پارچه نيلى رنگ انداخته بودند در شهر به گردش درآوردند . در پارچههاى ياد شده تيرهائى فرو كرده بودند كه به نظر مىرسيد بر اثر تيراندازى به بدن چارپايان فرورفته باشد و نمايانگر تيرهايى بود كه دشمن
--> ( 1 ) - Petroleum ( 2 ) - Eschder - معناى اين واژه كه احتمالا تركى است ، معلوم نشد - م .