آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
118
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
به بدن حضرت امام حسين ( ع ) فرو نشانده بود . بر پشت اسبها و شتران پسربچه - هائى نشسته بودند و در مقابل خويش تابوتهائى داشتند كه با كاه و پوشال پر شده بود . اينها تمثيلى از فرزندان وحشتزدهء خاندان امام حسين ( ع ) بودند . بر روى چند اسب ديگر دستارى زيبا ، شمشير ، كمان و تيردانى پر از تير به چشم مىخورد كه نشاندهندهء اسلحهء امام حسين ( ع ) بود . زمانى كه خورشيد برآمد تعداد زيادى از اهالى در حياط جلوى مزار شيخ صفى بازوان خود را به نشتر ( كه سنت آنهاست ) سپردند . چند تن ديگر رگ دست خود را باز كردند . تعداد آنها به قدرى زياد بود كه تا ظهر حياط را خون آنچنان پوشانده بود كه به نظر مىرسيد چندين رأس گاو نر را سر بريدهاند ، چند پسربچه بازوان خود را با نشتر پاره كرده بودند و با دست ديگر بر زخم آن مىكوفتند تا تمام دست آنها از خون رنگين و قطرات آن به اطراف پاشيده شود و با همين حال در كوچههاى شهر روان شدند . اين كردار به ياد روان شدن خون امام مظلوم آنهاست و باور دارند كه با رفتن خون ، بسيارى از گناهان و تقصيرات آنان نيز از بدن بيرون مىرود و هر كس كه در اين ده روز و نيز در زمان عزادارى حضرت على ( ع ) و عيد قربان و ساير اعياد مذهبى جهان را بدرود گويد و در مراسم مربوط به آنها شركت كرده باشد مشمول رحمت الهى خواهد شد .