آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
116
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
پس از اين بخش ديگرى عرضه شد كه آن را دبنده « 1 » مىناميدند و عبارتست از حشرهئى با بدن گرد به قطر نيمساعد و درازاى سه چهارم ساعد و داراى دو سوراخ دهان كه از آن جرقه مىبارد . دبنده مانند يك حشره كوچك بين تماشاگران به پرواز آمد ، بدون آنكه به لباسهاى كتانى آنان كه به سرعت قابل اشتعال است آسيبى رساند . همراه با اين نمايش موشك پرتاب شد . درازاى اينها تقريبا برابر با يك وجب و مخروطى شكل بود كه بر روى چوب كوتاهى استوار كرده و در حالى كه به دست گرفته بودند آتش مىزدند و سپس مانند تيرى به هوا پرتاب مىشد و پس از طى يك مسافت طولانى برقى مىزد و ستارگان كوچكى از آن جدا مىشد و مانند شمعى سوزان به زمين مىافتاد . كرهء بزرگى را كه روى آن يك استوانه مانند برجى كوچك استوار كرده بودند به معرض نمايش گذاشتند . كره با زنجير و ميخهاى دراز به زمين محكم شده بود و با تمام نيرو از خود غرشى مهيب ، آتش و جرقه خارج مىكرد . اين قسمت از آتشبازى را كومبارا « 2 » مىنامند . چند نفر بر سر چوب فانوسى كاغذى آويخته بودند و به اين طرف و آن طرف مىرفتند . پس از روشن كردن فانوس آتش به كاغذ مىرسيد و تعدادى موشك از آن به اطراف پرتاب مىشد و بالاخره باقىماندهء سوخته فانوس به زمين مىافتاد . تعداد زيادى موشك را كنار هم بسته و آويزان نگه داشته بودند . اينها پس از آتش گرفتن دنبال راه خروجى بودند كه آزاد و پرتاب شوند ولى چون وسيله ريسمان به يكديگر محكم شده بودند ، لذا نمىتوانستند رها شوند . اين نمايش بسيار ديدنى بود ، همينطور ستارگان معلق و بسيارى نمايش كمنظير و ديدنى ديگر . از ديدنىهائى كه بيان شد اين بخش از بازى نيز بىلطف نبود كه چند نفر
--> ( 1 ) - Debende - احتمالا دونده - م . ( 2 ) - Kumbara - به احتمال بسيار زياد همان « خمپاره » است در تركى آذرى و و اسلامبولى به همين شكل معناى خمپاره مىدهد - م .