آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )

103

سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )

برخى نيز بخش بالاى تنشان كاملا لخت بود و بر دور سينه و بازوان ورزيده خود نوارى فلزى بسته بودند و ما به غلط تصور مىكرديم كه اين هم از شاهكارهاى جادوگران است كه در ايران بسيار يافت مىشود . چند نفر از اهالى هند شرقى كه سر تكان مىدادند و دست بر سينه مىكوفتند ، دوستانه به ما توجه داشتند . ما مجبور بوديم كه به واسطه هجوم جمعيت از كنار و جلو چند بار توقف كنيم تا مأموران ، آن‌ها را به كمك شلاق دور و راه را باز كنند . درون شهر مردم بر پشت‌بام‌ها ، ديوارها ، برج‌ها و درختان نشسته بودند تا عبور ما را نظاره كنند . خان ما را به منزل زيبائى هدايت كرد . اين خانه درون باغى بزرگ و قشنگ قرار داشت و انسان مىبايست ده پله را براى رسيدن به آن‌جا طى كند . او در اينجا با ميوه‌هاى خوش‌مزه و غذاهاى خوب از ما پذيرائى كرد ، ابتدا شخصا به هر كدام از ما كه همراه او بالا رفته بوديم در جامى زرين شراب تعارف كرد . همراهان عادى ما در پائين نزديك چادر پذيرائى شدند . در اثناى پذيرائى موسيقى آن‌ها به گوش مىرسيد . نزديك اين خانه گروهى اوخچى « 1 » يا تيرانداز در حالى كه كمان‌ها را بالاى سر نگه داشته بودند حركات خود را با ضرب موسيقى تطبيق مىدادند و مىرقصيدند . چند ابدال بچه نيز با نارنج‌هاى خود ظاهر شدند و با حركاتى جدى به خواندن سرود براى سفرا مشغول شدند . درباره اين منزل بايد بيشتر بيان شود . اينجا را خان پيشين اردبيل يعنى ذوالفقار خان « 2 » كه مردى ثروتمند بود با هزينه شخصى ساخته است ، خانهء مزبور سه طبقه و هشت گوش است و بر پشت‌بام طبقه سوم حوضى با فواره ساخته‌اند . ديوارها با قطعات صيقل داده شدهء سنگ به رنگ‌هاى آبى ، قرمز و سبز كه با اشكال مخصوص در هم فرورفته بودند پوشيده شده و اطاق‌ها نيز با قالىهاى گران‌بها به فروش بود و در پيرامون خانه راهرو عريضى از سنگ مرمر كه بر روى آن شكل گل‌هاى

--> ( 1 ) - Ochtzi - به تركى آذرى نيز معناى تيرانداز و كمانگير را مىدهد - م . ( 2 ) - Sulfagarchan