حسين شهيدى مازندرانى
87
سرگذشت تهران ( فارسى )
عليرضا و على اكبر . شاه قاجار دو كودك را بخشود ولى دستور داد تا آنان را مقطوع النسل كنند تا نسل خاندان اعتماد الدوله براى ابد منقرض شود . عليرضا بدين عقوبت دچار آمد . امّا در مورد علىاكبر كه در آن هنگام بيمار بود ، مجازات بهبعد موكول شد . بعدها هم كه خشم فتحعلى شاه پايان پذيرفت و ديگر پاپى وى نشد و حتى سالها بعد حاجى عليرضا را خواجهباشى حرم قرار داد و درسال 1245 ( ه ق ) براى استمالت و محبت بيشتر ، ميرزا علىاكبر را لقب قوام الملكى بخشيد و حتى دختر خود را نامزد پسر وى ، ميرزا فتحعلى صاحب ديوان ، كرد . خاندان كنونى قوام شيرازى ، همگى از همان طفل بيمار ، يعنى ميرزا على اكبر هستند « 1 » . حاجى ميرزا عليرضا نيز بعدها سخت مورد توجه و احترام فتحعلى شاه قرار گرفت و به گفتهء ميرزا احمد خان عضد الدوله ، مؤلف تاريخ عضدى هميشه وى را « حاجى دايى » خطاب مىفرمودند . نخستين چاپخانه در تهران احداث نخستين چاپخانه در ايران به زمان صفويه بازمىگردد اما از آنجا كه اين چاپخانه خيلى زود از رونق افتاد و پس از آن چاپخانهء ديگرى تاسيس نشد ، مىتوان گفت كه ، نخستين چاپخانهء ايران در زمان فتحعليشاه داير شد . اين چاپخانه در سال 1233 ( ه ق ) يا سال پيش از آن ، توسط شخصى به نام « آقا زين العابدين تبريزى » به تبريز آورده و تحت حمايت عباس ميرزا داير شد . اين چاپخانه با حروف سربى ريختهاى كار مىكرد و پس از مدتى كتاب فتحنامه تأليف ميرزا ابو القاسم قائممقام ، از آن بيرون آمد اين كتاب كه با حروف عربى چاپ شد ، داستانهايى دربارهء جنگ سال 1227 ( ه ق ) ، ايران و روسيه است . البته روايت ديگرى نيز وجود دارد كه بر اساس آن اين چاپخانه در سال 1227 ( ه ق ) تاسيس شده است و نخستين كتابى هم كه در آن چاپ شده رسالهاى است به نام جهاديه تأليف ميرزا عيسى قائممقام فراهانى . در سال 1240 ( ه ق ) كه ديگر شهرت آقا زينالعابدين تبريزى در همه جا پيچيده بود ، فتحعلى شاه او را به تهران خواست . آقا زين العابدين در تهران كمكم با منوچهرخان گرجى آشنا شد و در تكيهء منوچهر خان منزل گرفت و با پشتيبانى و كوشش او كتابهاى بسيار چاپ كرد كه به نام معتمد الدوله ، به چاپ معتمدى مشهور گشت بديهى است كه بيشتر اين كتابها به اقتضاى زمان ، شامل كتب دينى احاديث اخبار و امثال اينها بوده است .
--> ( 1 ) . تاريخ عضدى ، يادداشت مصحح ، ص 267 - 268 .