حسين شهيدى مازندرانى
85
سرگذشت تهران ( فارسى )
سال گذشته ، دعوت حق را اجابت فرمود « 1 » . » تاريخ آغاز بناى قصر محمديه را رضا قلى خان هدايت در روضة الصفاى ناصرى ، روز جمعه بيستم جمادى الثانى 1264 ( ه ق ) نوشته است « 2 » . همچنين ميرزا محمد تقى لسان الملك سپهر دربارهء اين قصر مىنويسد : « در اين هنگام [ 1264 ] به صوابديد حاجى ميرزا آغاسى فرمان رفت كه برفراز قريهء تجريش ، بنيان قلعهاى استوار كنند كه هر سال پادشاه از بهر ييلاق به آنجا سفر كند و اقامت جويد . لاجرم ، بنايان از سنگ و ساروج ديوارى عظيم و عريض بنيان كردند و برج و باره استوار نهادند و با اينكه اين بنا برسنگ خارا بود ، خندقى عميق بر سنگ خارا حفر كردند و بعضى دور و قصور در ميان قلعه بپرداختند . با اينكه يك نيمهء كار قلعه هنوز راست نبود ، معادل صد هزار تومان زر مسكوك به كار رفت و چون هنگام تابستان برسيد ، شاهنشاه [ محمد شاه ] بدانجا كوچ [ كرد ] ، همچنان بنايان و ديوارگران در عمارت قلعه بركار بودند . و نيز به يكتير پرتاب دور تر از اين قلعه ، حاجى ميرزا آغاسى از بهر سكون خويش ، قلعهاى ديگر بنياد كرد و مقعلى متين برآورد . قلعهء نخستين را به نام شاهنشاه ، قصر محمديه نام نهادند و آن حاجى ميرزا آغاسى را به نام او عباسيه خواندند « 3 » . » عباسيه در واقع ، همان عباسآباد امروز است كه در چهار كيلومترى شمال دروازه دولت در جادهء قديم شميران قرار دارد . بخش بزرگى از اين قصر و باغ اكنون ، زير تپههاى عباسآباد است و مركز مهمات ارتش و اراضى آن نيز بين افسران ارتش تقسيم شده . مقدارى ديگر از اين اراضى براى ايجاد « شهر نفت » به شركت ملى نفت ايران واگذار شده بود . « 4 » در صدر التواريخ آمده است : « در يكشنبه چهارم شوال ، حاجى ميرزا آغاسى به عادت هر روزه قصد عبادت كرد . چون به دروازهء قصر محمديه رسيد ، سهرابخان گرجى به گوش او گفت كه روز شاهنشاه به شامگاه نخواهد رسيد . لهذا حاجى ميرزا آغاسى كه از مردم هراس داشت ، در اين موقع جرأت نكرد كه
--> ( 1 ) - مرآة البلدان ، ج 1 ، ص 950 . ( 2 ) . روضة الصفاى ناصرى ، ج 10 ، ص 84 ، نقل از جغرافياى تاريخى شميران ، دكتر منوچهر ستوده ، ص 236 ، پژوهشگاه ، 1371 . ( 3 ) . ناسخ التواريخ ، ميرزا محمد تقى لسان الملك سپهر ، ج 2 ، از تاريخ قاجاريه ، ص 416 ، نقل از كتاب جغرافياى تاريخى شميران ، ص 237 - 238 . ( 4 ) . صدر التواريخ ، اعتماد السلطنه ، ص 177 . يادداشت 2 از مصحح كتاب محمد مشيرى .