حسين شهيدى مازندرانى
58
سرگذشت تهران ( فارسى )
سفارت بالا رفته ، داخل سفارت مىشوند و هر كس را كه به دستشان مىرسد ، مىكشند گريبايدوف نيز در اين گير و دار كشته مىشود . از ميان سى و هشت نفرى كه در سفارت محبوس شده بودند ، به جز دوزن گرجى همه كشته شدند و تنها يكنفر از اعضاى سفارتخانه از اين معركه جان سالم بهدربرد كه او هم به نفع دولت ايران شهادت داد . « 1 » اين رويداد در روز سوم شعبان 1244 ( ه ق ) برابر با هشتم فوريهء 1829 ( م . ) به وقوع پيوست و كاغذى كه ميرزا ابو القاسم قائممقام در 25 شعبان همان سال از تبريز به تهران نوشت - بعدها در منشآتش به چاپ رسيده - مؤيد دخالت آصف الدوله به تحريك سفارت انگليس در حادثهء قتل گريبايدوف است . مرحوم ميرزا مسيح هم كه از فتنهاى كه عمال آصف الدوله به نام او برپا كرده بودند سخت رنجيده خاطر بود ، فورا تصميم به حركت گرفت . ولى كسان آصف الدوله و محركين خارجى ، جهّال تهران را تحريك كردند كه جلوى خروج آقا از شهر را بگيرند و تهديد كردند كه بعد از بيرون رفتن از شهر ، مأمورين دولت وى را تسليم روس خواهند كرد . اما اين بار ميرزا مسيح ديگر فريب نخورده ، شبانه با لباس مبدل به عتبات رفت و موضوع با توافق دولت ايران و روس فيصله يافت و تير آصف الدوله و اعوانش هم كه مىخواستند ايران را مجددا به جنگ با روس كشانده ، خراسان را مجزا كنند تا بلكه آصف الدوله امير آن ديار شود ، به سنگ خورد . « 2 » پس از اين اتفاق ، سفارت روسيه به داخل ارك منتقل شد و با گسترش شهر به سوى شمال ، به محلى نزديك دروازهء قديم شميران در خيابان چراغ گاز ( پامنار ) منتقل شد . اين سفارت بعدها به پارك امين السلطان انتقال پيدا كرد و تا امروز نيز در همين محل پابرجاست « 3 »
--> ( 1 ) . دست پنهان سياست انگليس در ايران ، خان ملك ساسانى ، ص 8 - 9 . ( 2 ) . همان ، ص 10 . همچنين شرح حال رجال ايران ، مهدى بامداد ، ج 4 ، ص 100 - 101 . ( 3 ) . اينجا تهران است ، ص 174 ، يادداشت 38 .