حاجيه خانم علويه كرمانى

74

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى

[ ورود به مدينهء طيّبه ] طلوع صبح سه‌شنبه هشتم محرم بار كرديم ، آمديم . سه ساعت از روز گذشته وارد مدينهء طيبه شديم . جاى همگى خالى است . خداوند نصيب و روزى همه بگرداند . يك دفعهء ديگر هم نصيب من بگرداند كه به طور دلخواه خودم بيايم . امروز كه فرصت نشد كه به حرم‌ها مشرف شويم ؛ تا نعش مرحومه خانم را دفن كردند ، خوشا به سعادتش . پهلوى بيت الاحزان دفن كردند . عجب سعادتى داشت . امروز كه روز چهارشنبه نهم است ، غسل كرديم . مشرّف شديم به حرم مطهّر جناب پيغمبر ( ص ) ، حضرت فاطمه ( س ) . به حرم مطهر ائمهء بقيع امام حسن ( ع ) ، امام زين العابدين ( ع ) ، امام محمد باقر ( ع ) ، امام جعفر صادق ( ع ) ، حضرت فاطمه كه قبر مطهرشان مخفى است . جاى همگى خالى بيت الاحزان ، به قربان دل حضرت فاطمه ( س ) بگردم . دعا به همگى كردم . الهى خداوند قبول كند . ولى هواى مدينه گرم است . اگرچه ما منزل بدى داريم . اين سفر بخت ما چنين پيش آورده كه هر جا منزل گرفتيم ، بد . در مكه هم دو منزل عوض كرديم ، اينجا هم خيال دارند بروند منزل ديگر ؛ تا خداوند چه بخواهد . عصرى منزل عوض كرديم . منزل خوبى پيدا كرديم . باغى است ، نخلستان ، آب گاوگرد ، چشممان به آبى افتاده . خلاصه صبح پنج‌شنبه عاشورا جاى همگى خالى است ، رفتيم در روضات مطهّره زيارت كرديم . در حضور حضرت فاطمه ( س ) روضه خواندند . گريهء بسيارى كرديم . الهى خداوند نصيب همه بكند و نصيب من هم يك دفعهء ديگر بكند كه همچه روزى يك دفعهء ديگر مشرّف شوم به حرم‌هاى مطهر . « روز عاشورا عيد گرفتند ، چون جمعه بود . از قرار معلوم شب جمعه و روز جمعه را عيد مىگيرند ، به واسطهء عيد محمد ( ص ) و آلش بازى ساز نواز مىزنند . » شب يازدهم عاشورا ، حضرات مدينه بناى آتش‌بازى را گذاردند . توپ ، تفنگ ، شيپور ، بالابان ، مزغان مىزدند . يادم آمد شب يازدهم عيال سيد الشهداء ( ع ) در كربلا چه كردند . نمىدانم چه حالت به من دست داد . اين صداها را كه شنيدم ، مىخواستم خودم را بكشم . خدا عذابشان را زياد كند ، به حق محمد و آله . امروز كه جمعه يازدهم است جاى همگى خالى ، به حرم‌هاى مطهّر مشرّف