حاجيه خانم علويه كرمانى

75

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى

شديم . زيارت عقيل برادر حضرت امير ( ع ) ، زيارت دخترهاى حضرت رسول ( ص ) ، زيارت عمّه‌هاى حضرت رسول ( ص ) ، زيارت ابراهيم پسر حضرت رسول ( ص ) ، زيارت زوجات حضرت رسول ( ص ) ، الهى خداوند نصيب همه بكند ، به حق ائمهء طاهرين ( ع ) . امروز دوشنبه دوازدهم صبحى رفتيم به زيارت حمزهء سيد الشهداء ( ع ) ، جاى همگى جميعا خالى . سوار گارى خرى شديم . چيز نوظهور ، گارى درست كردند كه اصلا امن ندارد مگر ميخ‌ها ، همه چوب مىبندند به يك الاغ كوچكى ، هشت نفر ، ده نفر مىنشينند . خدا نصيب نكند كه تكان بدى دارد . صبح رفتيم ، ظهرى آمديم . عصرى مشرّف شديم به حرم‌هاى مطهّره . امروز كه روز يك‌شنبه سيزدهم است ، مشرّف شديم به حرم مطهر . جاى همگى خالى ، اما الهى خداوند [ 22 ] نصيب همگى بكند از مال خود آدم و به اختيار خود . هرچه به آدم عزّت و احترام بكنند باز به دل آدم نمىگيرد ، آيا اعمال من مقبول باشد يا نباشد . الهى كه بعد از همه سختى مقبول باشد . ولى همهء دعايم در روضات مطهّره اين بود كه يك دفعهء ديگر به اختيار خودم مشرّف شوم ، اگر اجل مهلت بدهد . مىگويند فردا روانهء جبل هستيم ، تا خدا چه بخواهد . [ بازگشت از راه جبل ] امروز كه دوشنبه چهاردهم است ، مشرف شديم به روضات مطهّره ، به زيارت وداع . عصرى با چشم گريان و دل بريان از مدينه بيرون رفتيم . آمديم بيرون دروازهء مدينه چادر زدند . شب بوديم . طلوع صبح سه‌شنبه پانزدهم بار كردند . يك فرسخ راه آمديم ، منزل كردند . آن روز [ و ] آن شب هم آنجا بوديم . آب برداشتند . نصف شب بار كردند . نماز صبح چهارشنبه شانزدهم را در وسط راه كرديم . در اين راه هم همه درخت مغيلان‌هاى بزرگ بود و شورو . هشت فرسخ راه آمديم . چهار ساعت به غروب مانده رسيديم منزل . در بيابان بىآبى شب بوديم . طلوع صبح پنج‌شنبه هفدهم بار كردند . در اين راه هم همه مغيلان و درخت خرماى ابو جهل و شورو بود . از روزى كه از مدينهء طيبه بيرون آمديم . معنى