حاجيه خانم علويه كرمانى
70
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى
خورديم ، مرديم . امروز كه روز سهشنبه هفدهم است ، الحمد للّه احوال بهتر است . از مرگ جستهاند . خداوند ترحّمى بكند . نوكرها همه تب كردند . خداوند محافظت كند . امروز كه هجدهم است ، عيد غدير . با اين پاى لنگ كورهدار [ - كوركدار ] به هرطور بود رفتم در حرم حضرت خديجه خاتون و حرم حضرت عبد المناف و حضرت ابو طالب « و حضرت آمنه والدهء حضرت پيغمبر ( ص ) » و عبد المطلب زيارت كردم . جاى همگى خالى است . دعا به همگى كردم كه خداوند نصيب و روزى همگى بگرداند و اين دين را از گردن همگى ادا كند . امروز هم سركار حاجى خان تب كردند . خداوند تفضّلى بفرمايد ، از همه جهت خوشحال شويم . عمارتهاى مكهء معظمه هم مثل عمارات بمبئى مىماند . همه شش هفت طبقه در بالاخانهها منزل دارند . كوچه و بازار مكه را بنده كه فرصت رفتن نكردم ، مگر از راهى كه به حرم مشرّف مىشوم . كسى را هم ندارم كه از در بازار خبرى بياورد . محض خاطر حاجى خانم حالتى نيست . خودم هم پايم كوره دارد كه نمىتوانم حركت كنم . الهى خداوند عواقب امور را به خير بگرداند . گويا ان شاء اللّه روز بيست و دوم از مكهء معظمه حركت مىكنيم به طرف مدينهء طيبه . امروز كه روز بيست و دوم است ، احوال سركار خانم بسيار تا بسيار بد است . خداوند خودش محافظت فرمايد . و اللّه اگر فهميدم كجا آمدم و كجا مىروم ، يا فهميدم چطور طواف كردم . از دو حال بيرون نيست : يا اينكه اعمال من به هيچ وجه مقبول نيست ، يا اينكه خيلىخيلى مقبول افتاده . الهى خداوند خودش قبول فرمايد ، به حق محمد و آله . صبحى هم رفتيم به زيارت اين بزرگواران . جاى همگى خاليست . ان شاء اللّه صبح بيست و پنجم روانهء مدينه خواهم شد . [ 19 ] « اين چند روز سه دفعه باران آمد در مكه » امروز كه بيست و پنجم است ، احوال خانم بسيار بد است . خداوند خودش رحم كند . بنده هم جاى همگى خالى ، رفتم خانهاى كه تولّد حضرت پيغمبر ( ص ) شده ، زيارت كردم . وقتى برگشتم احوال خانم دگرگون شده است . كار از كار گذشته . خداوند خودش وسيله بسازد .