حاجيه خانم علويه كرمانى

39

روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى

هم پيجر [ يا : بيجك ] و ترشك « 1 » كرديم . ميل فرمودند . دو سه قاشق بنده خوردم و دو سه قاشق سركار عليه خانم ميل فرمودند . براى سركار خان الحمد للّه منفعت كرد . چند دستى عمل كرد . تب قطع شد . بنده كه به مرارت افتادم . 16 دست قى و اسهال كردم . شب دوشنبه بيست و هفتم را هم در باغ رق‌آباد مانديم . بنده هم تب كردم به حال خراب . حاجى جعفر آشپز هم احوالش خيلى بد شد . صبح دوشنبه بار كرديم . پنج فرسخ راه آمديم اسماعيل‌آباد . مرحوم وكيل الملك [ 2 ] حاجى جعفر را گذارديم در رق آباد . مشهدى باقر رفت شهر آشپز ديگرى آورد . از رق‌آباد تا اسماعيل‌آباد خيلى سخت گذشت از شدّت باد و خاك و طوفان . ظهرى وارد شديم . الحمد للّه احوال بنده بهتر شد . سركار عليه خانم تب كردند به شدّت . از درد استخوان و سر آه [ و ] ناله زياد دارند . خداوند ان شاء اللّه صحّتى كرامت فرمايد . على مهتر هم تب كرد . بهرام جرد امروز كه روز سه شنبه بيست و هشتم بود روانه بهرام جرد « 2 » شديم . شش فرسخ راه آمديم . ظهرى وارد شديم . سركار خانم كه هنوز به شدت تب دارند . تغافل هم تب كرده ، خداوند ان شاء اللّه شفايى كرامت فرمايد . ناخوشى سركار خانم اسباب اوقات تلخى همه هست . اميدوارم به فضل [ و ] به كرم خداوند به زودى زود رفع اين تبها بشود كه راه سفر ناخوشى [ و ] سخت است . امشب كه شب چهار شنبه است ، خبر وحشت اثر فوت مرحوم فرمانفرما را آوردند . « 3 » همه ماها

--> ( 1 ) . برگ گياهى است ترش‌مزه . ترش‌گياه . قسمى سبزى بهاره خوردنى با طعمى نزديك به ترش كه در آش‌ها كنند ( دهخدا ) . ( 2 ) . در اصل : به حرام جرد . در موارد بعد همچنين است . در جغرافياى كرمان ( وزيرى : 376 ) آمده است : دهى است كه خانه و باغ با هم ساخته‌اند . قلعه خراب و حمام و حسينيه و مسجدى دارد . قريب چهل خانوار در آنجا ساكن . ( 3 ) . مقصود عبد الحميد ميرزا ناصر الدوله پسر بزرگ نصر الدوله فرمانفرما است كه از سال 1298 ق تا همين سال يعنى 1309 كه درگذشت ، حاكم كرمان بود . باغ شاهزاده در ماهان كه از باغهاى بسيار زيباست ، كار همين ناصر الدوله است . درباره دوران حكومت وى بنگريد : تاريخ كرمان ، ج 2 ، ص 815 - 820 ( تهران ، به كوشش باستانى پاريزى ، انتشارات علمى ) . تاريخ كرمان ، همت كرمانى ، ( كرمان ، 1350 ) ص 289 - 304 .