حاجيه خانم علويه كرمانى
40
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى
لرزه زيادى زديم . سركار خانم از اين قهره و جوش احوالشان منقلب شد . تب شدّت كرد . تا صبح خواب نكردند ، يعنى هيچ كدام خواب نكرديم . خيلى حيف بود . و اللّه بنده كه از خيال بيرون نمىروم . اگر چه راهى است كه همه بايست رفت ، ولى حيف بود . خداوند به فرياد دل عيالش برسد . امروز كه روز چهارشنبه بيست و نهم است ، به واسطه تب سركار خانم در بهرامجرد توقّف كرديم . فاطمه هم تب كرد . ان شاء اللّه به سلامتى و حول قوّهء الهى فردا صبح از اينجا بار مىكنيم . [ اوّل شوال 1309 ] امروز كه پنجشنبه است ، مىگويند غرّهء شوال المكرم است . از بهرام جرد بار كرديم . هفت فرسخ راه آمديم . به قنات سير در باغ آقا محمد على پسر مرحوم آقا محمد رفيع منشى منزل كرديم . الحق باغ خوشهوايى است . ولى چه فايده ، از ناخوشى سركار عليه خانم حالتى نداريم . همه حواسها مغشوش « 1 » است . خداوند ان شاء اللّه به حرمت انبياء [ و ] اوليا به زودى شفا كرامت فرمايد . اين چند منزل كه خيلى بد گذشته به واسطهء تب و ناخوشى . ان شاء اللّه فردا صبح روانهء قلعه عسكر خواهيم شد . [ قلعه عسكر ] امروز كه روز جمعه دوم شهر شوّال است ، روانه قلعه عسكر « 2 » شديم . هفت فرسخ راه آمديم ، همه كوه [ و ] كتل . دهنهء خوش هوايى بود . درختهاى زرشك همه گل كرده بود ، ولى ماها حالت نگاه كردن نداشتيم از حالت سركار خانم . آمديم در كاروانسرا منزل كرديم . احوال سركار خانم خيلى منقلب شد . همه پريشان شديم . بعد سكنجبين ميل فرمودند . دو دست قى شد . الحمد للّه فى الجمله بهتر شدند . خداوند ان شاء اللّه به حرمت اجداد طاهرين كه به زودى شفا
--> ( 1 ) . در اصل : مخشوش ( 2 ) . در جغرافياى كرمان ( وزيرى : 378 ) آمده : قلعه عسكر قديما قلعه بوده . حال اسمى از او باقى مانده . چهارپنج خانوار در آنجا نشسته . مردم از بىجايى و بىبضاعتى به گرمسيرات مىروند .