خطايى ، على اكبر
30
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
مقدمه « 1 » [ مؤلف ] در بيان آنكه در ايران و توران چهار پاره « 2 » مملكت مسلمانى است در ميانهء دنيا ، همه باقى كفارند در دور او . و آنچه ممالك مسلمانى است اول ملك عربستان ، دوم ملك روم ، سيم ملك عجمستان . اين جمله در ملك ايران است و يك پاره در ملك توران ، آن ماوراء النهرست . و هرچه ملك عجم است يعنى عراق و خراسان قوراغ است و اكثر او بىآب و علف ، و آنچه زمين ماوراء النهرست زمين فرحبخش « 3 » و پرآب و علف و همه باغ و بستان ، و كشتكار ماوراء النهر به آب روان است و همه ييلاغ تا سرحد خطاى ، و خطاى خود تمام زراعت است [ 3 الف ] متصل « 4 » تا كنار درياى مشرق . فصل در بيان تقسيم دنيا « 5 » هرچه كوههاست و شهرها در ميان دنياست كشيده راست تا كنار درياى مشرق و جانب شمالى دنيا كشيده همواره صحراست بىكوه و بىشهر الا كوه قاف كنارى از دريا برآورده ، گوشهء او به صحراى قلماق متصل شده . مىگويند سد اسكندر
--> ( 1 ) - س : بعده ( 2 ) - ق : « پاره » ندارد ( 3 ) - س : فراخ باش ( درستتر مىنمايد ) ( 4 ) - ق : متصله ( 5 ) - س : در تقسيم دنيا