خطايى ، على اكبر

31

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

آنجاست و از آن راه پيش از زمان اسكندر اهل قاف مىآمده‌اند از گروه مرغ - سران و زاغ سران و اشتر سران و سگ سران « 1 » و شهر زنان و امثال اينها . از آن راه كه آمده‌اند شهرهائى كه در آن راه است صورتهاى ايشان را ساخته‌اند . قاعدهء خطاى است هر گروهى كه از هر راه بيايند صورت آن گروه را در ديرهاى آن راه بكشند ، مثل آنكه صورت رستم در آن راه كه رفته و تا آنجا كه گرفته و وفات كرده صورت او را كشيده‌اند . در ماسواى آنجا صورت او نيست . و جانب جنوبى دنيا هندست و همه جزاير او را عمان احاطه كرده است ، بل كه تمام دنيا را احاطه كرده . فصل « 2 » در بيان فاصلهء ايران و توران در نهايت مشرقى ملك عجم آبى است آن را جيحون خوانند . اين‌روى غربى او را ايران خوانند و طرف شرقى او توران ، و آنچه ممالك توران است آن روى جيحون است . اول بخارا و سمرقند ، و شرقى اينها بدخشان و تركستان است و طرف شرقى بدخشان كشمير و طرف شرقى تركستان « 3 » ختن و طرف شرقى كشمير و ختن ممالك خطاى است تا كنار درياى مشرق و از آن [ 3 ب ] روى دريا خبر نيست ، و آن دريا نيم روزه راه در كنار خان بالغ ، و خان بالغ پايتخت خطاست . بيت « 4 » بس كه شنيدى صفت روم و چين * خيز و بيا ملك سنائى « 5 » ببين تا همه دل بينى بىحرص و بخل * تا همه‌جان بينى بىكبر و كين

--> ( 1 ) - س : استرسران و سگساران ( 2 ) - س : عنوان « فصل » ندارد ( 3 ) - ق : ختن تركستان ( 4 ) - س : حكيم راست ( 5 ) - ق ، س : ثنائى