خطايى ، على اكبر

503

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

خيالى ) در شانزو . ذكر اين مساجد در سالنامه‌ها و كتابهاى قديم تاريخ چين آمده است . از آثار قديمى و ديدنى شهر كه با تمدن ايرانى ارتباط دارند مقبره‌اى است به نام بهاء الدين و مسجدى كوچك كه در كنار آن است . اين مقبره و مسجد بر كنار كانال قديمى شهر واقع است . امام مسجد گفت شهر ما در عهد سلسلهء تانگ از شهرهاى با رونق چين بود . در اخبار آن سلسله و اشعار شاعران آن عصر ذكر ايرانيان ديده مىشود و در افواه مانده است كه با تسلط مغولها عده‌اى از ايرانيان به يانجو آمدند و على الظاهر تعدادى از گورهاى واقع در بقعهء بهاء الدين از آنهاست . گفت يانجوى آن عصر از حيث تجارى در حكم شانگهاى امروزى بود . يعنى شهر بندرى مهم زمان خودش بود . در سالنامه‌هاى چينى تعداد تجار خارجى ( ايرانى ، عرب ، هندى و ژاپونى ) را هفت هزار نفر نوشته‌اند . علت اصلى اين بود كه اين شهر از راه كانالى كه يكهزار و يكصد كيلومتر طول دارد ، به شمال وصل مىشد . اين كانال يكهزار و هفتصد سال پيش كشيده شده و معبرى است كه چند رودخانهء عظيم چين را به يكديگر متصل كرده است . البته اتصالات ميان رودها در مدت هفت هشت قرن انجام شده است . آثار مقبرهء بهاء الدين مسجد و مقبرهء بهاء الدين در يانجو مشرف است بر كانال . چند پله مىخورد و به حياط درخت دارى مىرسد . مسجد كوچك است و ساختمانهايش به اسلوب چينى . آنچه درين مجموعه مهم است ، كتابه‌هاى فارسى است كه بر قبور ديديم . سنگنبشته‌اى عمودى در محوطهء بهاء الدين هست كه نود سال پيش تهيه كرده‌اند . در مطالب چينى آن نوشته‌اند كه بهاء الدين ميان سالهاى 1265 - 1275 به يانجو آمد و در راه سفر به « چينان » مرد . مريدش او را به يانجو آورد و به خاك سپرد . بر همين سنگ عبارتى عربى به خط نسخ ( اسلوب چينى ) نقر شده است : « اسمه الشيخ بهاء الدين » . بر ديوار يكى از بناهاى بهاء الدين سنگنبشته‌اى نصب كرده‌اند ، مورخ به سال