خطايى ، على اكبر
461
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
حال دل خويش را به چه مشغول بايد داشت . - و بسا كسا كه كشت كرد و ندرود و بسا كسا كه كشت ناكرده درود ، و گفتهاند كه يكى بكوشد و نپوشد و يكى نكوشد و بپوشد . - چند بار شعر از خواجه حكيم ( ظاهرا خواجه محمد بن على حكيم ترمذى ) نقل شده است . - درين كتاب اشعار زياد بدون نام شاعر آمده است ، مانند : هرچند كه آن مرد كلانتر شود * خوى بدش نيز گرانتر شود هرچه خورد مردم نادان خورش * خوى بدش گيرد از آن پرورش - اشعارى كه از آفريننامه تأليف پدرش نقل مىكند ، متعددست . گاه اشعار را بطورى نقل كرده است كه سرودهء خود مؤلف مىنمايد . از آن جمله است : گويند مرا جهد كن و خواسته گرد آر . . . 2 - كتاب ديگر « اربعون » است كه « خطب الرسول » هم بر آن نام نهادهاند و اصل عربى آن تأليف تاج الدين حافظى بخارى بوده و حسام الدين بن علاء الدين النوجابادى در سال 835 ترجمهء حاضر را به زبان فارسى برجاى گذارده است . نسخى چند ازين متن فارسى شيرين در كتابخانههاى دانشگاه ( دو نسخه ) ، مسجد جامع ( سه نسخه ) ، انجمن اسلامى و دو نسخه ) ديده شد و همه نسخههايى است كه تا قبل از قرن دهم هجرى نوشته شده است . مترجم درين متن ابيات زيادى به فارسى مىآورد و مخصوصا اشعارى فارسى از ركن الدين مقاماتى نقل كرده است و بدان جنبهء عارفانه داده . به نقل حكاياتى هم مبادرت كرده است و از جمله مىنويسد : « اين از مواضع كليله است » . اسلوب استعمال افعال در آن بر روال لهجهء صفحات ماوراء النهر و استعمالات قدما است : مگذريت ، بدانيت ، ديديت ، دانستيت . مترجم گويد كه او را شيخ حسين كه از مريدان برهان الدين ساغرجى بود بدين ترجمه وادار كرد . از اشعار آن مقدارى بطور نمونه نقل شد : دى ما و مى و عيش خوش و قرب نگار