خطايى ، على اكبر
430
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
صورت مكتوب خطا بلا تغيير « * » داىمنگ پادشاه معظّم نامه ارسال ميفرمايد به شاهرخ سلطان ما تأمل ميكنيم ، خداوند تعالى دانا و عاقل و كامل بيافريد او را تا مملكت اسلام ضبط كند ، سبب آن مردمان آن مملكت دولتمند گشتهاند سلطان روشن راى و دانا و كامل و خردمند و از همه اسلاميان عالىتر و به امر خداوند تعالى تعظيم و اطاعت به جا آورده و در كار او عزّت داشت نمود كه موافق تأييد آسمانى است ، ما پيشتر ازين ايلچيان امير سراى ليدا جمعهم فرستاديم به نزديك سلطان رسيدهاند به آداب رسوم اكرام و اعزاز بسيار فرمودهاند ، ليدا و اجمعهم به مراجعت رسيدند [ و ] عرض نمودند بر ما همه روشن و معلوم گشت ، و ايلچيان بيگ بوقا و غيره به ليدا و اجمعهم باهم براى هدايا شير و اسپان تازى و يوزان و چيزهاى ديگر فرستادند همه بدين درگاه رسانيدند ، ما همه را نظر كرديم صدق [ و ] محبت ظاهر گردانيدهاند . ما بغايت شاكر گشتيم . ديار مغرب كه جاى اسلام است از قديم دانايان و صالحان هيچكس از سلطان عالىتر نبوده باشد ، و مردمان آن مملكت را نيك مىتواند امان و تسكين دادن كه بر وفق رضاى حق است جّل جلاله ، چگونه خداوند تعالى راضى و خشنود نباشد ، مردانه مردان با همديگر به دوستى بودند ، دل به دل چو آيينه باشد اگرچه بعد مسافت باشد . گوييا در نظر هستى همّت و مروّت از همه چيز عزيزترست . ليك در تبع آن نيز چيزى عزيز شود . اكنون علىالخصوص ليدا و جانكقو باجمعهم با ايلچيان بيگ بوقا و غيره را باهم فرستاده شد كه نزديك سلطان هدايا سونكقوران هفت دست است كه برسانند . اين سونكقوران را ما به دست خود پرانيدهايم . و نيز هدايا كمخا مع غيرهم فرستاده شد . سونكقوران اگر چه در مملكت چين ما نمىباشد لكن على الدّوام از اطراف ديار براى ما تحفه مىآرند ، بهسبب آن كمى نيست . در آنجاى شما كمياب بوده است . خاصانه ارسال داشته شد تا مقابل همت عالى سلطان قرمچى باشد ،
--> ( * ) ما در چاپ حاضر به جاى سر سطر آوردن كلمه را به حروف سياه آوردهايم ( ا . ا ) .