خطايى ، على اكبر

337

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

و در آن ايّام رسم شب چراغ باشد . هفت شبانروز 485 ، در درون كرياس پادشاه كوهى 486 از چوب مىسازند و روى چوب به شاخ سرو مىپوشند چنان كه گوئى كوهى از زمّردست و صد هزار هزار چراغ تعبيه كرده‌اند 487 و موشكها از نفط ساخته كه چون يك چراغ برافروختند موشك بر آن ريسمانها 488 دويده بهر چراغ كه رسيد روشن ساخت ، چنان كه به يك نفس تمام چراغها از بالاى كوه تا پايان روشن مىشود . و در 489 شهر در دكّانها و خانه‌ها چراغ بسيار افروزند ، و در آن هفت روز گناه بر كسى نگيرند 490 ، و پادشاه بخشش بسيار كند ، و باقى داران ديوان و بنديان را آزاد كنند . 491 و در آن سال منجمان خطاى حكم كرده بودند كه از آتشى خانهء 492 پادشاه را ضرر رسد ، بدان سبب شب چراغ نساخته بودند 493 . امّا امراء به وعده جمع آمده بودند ، همه را طوى داد و انعام فرمود . سجين 494 سيزدهم 495 صفر آمده و ايلچيان را برده در كرياس اوّل نشاندند ، و خلايق هر ديار زيادت از صد هزار جمع شدند و در كوشك اوّل تختى مرصّع نهاده 496 و درهاى كوشك گشاده 497 ، پادشاه بر تخت نشست و خلايق 498 زانو زده سر بر زمين نهادند ، و تختى ديگر آوردند و در برابر 499 پادشاه نهادند 500 و سه كس بر بالاى تخت برآمدند و حكمى كه از پادشاه شده بود دو كس [ آن ] يرليغ را نگاه داشتند و يكى به آواز بلند برخواند ، چنان كه خلايق شنيدند . امّا به زبان خطائى 501 بود و مردم ما فهم نمىكردند 502 . مضمون آنكه دهم اين ماه صفر سر سال ايشان 503 بود و شب چراغ ، [ پادشاه ] بنديان و گناهكاران و باقىداران را بخشيد 504 مگر كسى كه خون كرده بود باقى را آزاد كردند ، و ايلچى تا سه سال به هيچ ديار نرود ، و نقل احكام به ممالك ديگر فرستادند . بعد از خواندن حكم چترى 505 بر سر حكم داشتند بر چوبى در زر گرفته 506 و حلقه بر آن ، و طنابى از ابريشم زرد بر آن حلقه . آن حكم را از بالا فرو 507 گذاشتند و چتر بر بالاى آن فرو مىآمد ، و خلايق و مجموع سازها همراه آن ، از پيش كوشك بيرون آمدند و 508 حكم را 509 آوردند تا يامى كه ايلچيان بودند ، و از آنجا 510 نقل احكام به ولايات بفرستادند 511 ، و چون پادشاه از كوشك بيرون آمد 512 ايلچيان را طوى دادند . و غرهء ربيع الاول باز ايلچيان را طلب داشته پادشاه 513 ده شانقار 514 حاضر ساخت 515 و فرمود شانقار به كسى مىدهم كه براى من اسپ خوب آورده است 516 . سه شانقار 517 به سلطان شاه ايلچى ميرزا الغ‌بيگ داد ، و سه به سلطان احمد ايلچى ميرز