خطايى ، على اكبر
333
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
بيرون بردند 364 و فرمودند كه خود را سبك كنيد كه در ميان طوى به قضاى حاجت بيرون نمىتوان آمد . ايلچيان پراكنده گشته باز جمع شدند ، و درون رفته از كرياس اوّل و دوّم كه تختگاه داد است گذشته به كرياس سيم درآمدند ، صحنى بغايت گشاده ، فرشهاى خوب 365 از سنگ تراشيده ، و در پيش آن 366 طنبى بزرگ شست گز 367 ، روى 368 اردو و كوشكها و روى عمارات و در خانههاى خطاييان بر جانب جنوب باشد ، و درون طنبى تختى 369 بعظمت نهاده از قد مردى بلندتر ، و از سه طرف نردبانهاى نقره 370 ، يكى از پيش و دو از چپ و راست ، و دو خواجهسرا ايستاده و بر دهان چيزى بسته از كاغذ مقوّى تا بن گوش ، و باز تختى 371 خردتر بر بالاى آن تخت نهاده مثل صندلى امّا بزرگتر 372 ، گوشهاى بسيار و متّكا دارد 373 و پايهاى غريب ، و از چپ و راست مثل عودسوزى 374 يا قبّهاى كه بر سر آن نهادهاند و مجموع آنها 375 از چوب مطلّا كردهاند ، مصراع : « تو گفتى همه خود مجسّم طلاست » . مولانا قاضى گفت هشت سال است كه اين تخت طلا كردهاند 376 و درين مدّت از آن هيچ نسوده 377 ، و ديگر ستونها و پلها و چوبهاى اين عمارت از جوشه رنگ كرده و روغن داده كه استادان ربع مسكون در آن حيرانند 378 و شيرههاى طعام و نقل و نخلبندى پيش پادشاه نهاده ، و از چپ و راست تخت داجيان صاحب وجود ايستاده ، و تركش و شمشير بسته و سپر حمايل كرده و در پس پشت ايشان سپاهيان ناچخها 379 گرفته و جمعى 380 شمشيرهاى برهنه داشته . و در طرف چپ كه پيش ايشان زياده از راست است جاى ايلچيان بود ، پيش امراء و هركس [ كه ] 381 تعظيم كنند سه شيره نهند و از آن فرودتر دو تا به يك شيره ، و شايد كه در آن روز هزار شيرهء مرتّب بل زياده پيش مردم نهاده باشند ، و ديگر پيش 382 تخت پادشاه نزديك 383 پنجرهء طنبى كوركهء بزرگ نهاده و شخصى بر بالاى صندلى بلند ايستاده و پهلوى او اهل ساز 384 منتظر و پيش تخت هفت چتر هفت رنگ 385 ، و برون طنبى چپ و راست قرب 386 دويست هزار سلاحدار ايستاده ، و برابر تخت مقدار گزوار 387 كه به كمان سخت اندازند مثل جنبلق 388 ده گز در ده 389 گز ، ديوار 390 آن از اطلس زرد ، و در درون آن آش پادشاه ترتيب كنند و دراسون 391 و هرگاه جهت پادشاه آش و دراسون آورند 392 اهل ساز به يك بار آغاز ساز كنند و آن هفت چتر چرخ زنان مىآيند تا نزديك تخت ، و آن آش يا 393 دراسون را در حقّهء بزرگ نهادهاند 394 و