خطايى ، على اكبر

283

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

ماهر در [ او ] حيران بمانند و عمارات اطراف برين قياس . و درين خانه چرخ گردانى مثل آنكه در قمجو [ ديده ] شد ، اما اين را از آن بسيار متكلّف و بزرگترا . همچنان كوچ كردند و چهار پنج فرسنگ مىراند [ ند ] تا روز هشتم 105 ذى الحجه ، شبگير كردند ، هنوز [ 394 ا ] تاريك بود كه به دروازهء 106 خان بالق رسيدند ، شهرى بغايت بزرگ چنان كه هر ديوارى يك فرسنگ بود كه چهار فرسنگ دور آن باشد و بر گرد ديوارها [ ى ] شهر بسبب آنكه هنوز عمارت مىكردند 107 صد هزار چوب محوزه ( ؟ ) 108 كه هريك پنجاه گز بوده باشد خوازه 109 [ بسته ] 110 بودند و چون هنوز پگاه بوده دروازه‌اى نگشوده بودند ، از آن برج كه عمارت مىكردند ايلچيان را به شهر درآوردند و بر در كرياس پادشاه فرود آمدند . و بر در اردو مقدار هفصد قدم فرش سنگ تراشيده انداخته بود . چون به كنار فرش رسيدند ايلچيان را فرمودند كه پياده شويد . پياده از روى آن فرش بگذشتند و بر در اردو رسيدند . بر آن طرف در ده پيل پنج ازين طرف و پنج از آن طرف ايستاده بودند و خرطومها بر راه داشته ، ايلچيان از ميان خراطيم پيلان گذشتند و درون رفتند . قريب سه هزار آدمى آن زمان را كه هنوز روشن نشده بود بر در سراى پادشاه بودند . چون از در اول درآمدند مسافتى مقدار 111 سى صد گز در دويست و پنجاه گز بود . در پيش آن مسافت كرسى سى گز 112 بوده باشد و بر بالاى كرسى ستونهاى پنجاه گزى بر پائى كرده و عمارت بر بالاى 113 [ 394 ب ] و طنبى 114 ساخته شصت گز در چهل گز و بعد از آن سه دروازه بود ميانين بزرگتر و چپ و راست خردتر ، و آن ميانه ممرّ پادشاه است و هركس از آن نمىگذرند و از طرف چپ و راست كور كه [ و ] 1 / 114 ناقوس نهاده و آويخته و دو كس 115 منتظر [ تا ] پادشاه كى به تخت برآيد ، و قرب سى صد هزار آدمى درين فضا از زن و مرد جمع گشته و قرب دو هزار مغنّى ايستاده آواز بم و زير باهم ساز كرده و با زبان ختائى و اصول ايشان دعا [ ى ] پادشاه مىگويند و قريب دو هزار ديگر