خطايى ، على اكبر

مقدمه 30

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

نسخهء قاهره بر نسخه‌هاى سليمانيه و پاريس اضافات و با آنها اختلافاتى دارد و چون نخست آن را يافتم و رويهمرفته كاملترست آن را اساس طبع قرار دادم و اختلاف نسخ را در پاورقى آوردم . از طرز بيان و سبك تحرير على اكبر خطائى برمىآيد كه او از مردم ماوراء النهر بوده است . قرينه كلمات فارسى مستعمل در خطهء ماوراءالنهرست كه در متون تأليفى همعصر « خطاىنامه » مكرر ديده مىشود ؛ و در اين متن هم هست ، مانند : مايان ( ص 47 ، 102 ، 103 ، 104 ، 105 ) ، پغنه به‌معناى پله ( ص 104 ) ، گويان ( ص 39 ، 47 ، 49 ، 100 ، 102 ، 104 ) ، با شش ( ص 52 ، 133 ) ، باشيدن ( ص 49 ، 57 ، 102 ) ، حولى ( ص 52 ، 118 ، 122 ، 131 ، 133 ، 134 ، 160 ، 171 ) ، پيشان ( ص 79 ، 100 ) ، پرگاله ( ص 144 ) ، شيره ( ص 35 ، 111 ، 112 ، 122 ، 123 ) ، برجه ( 102 ) ، ستان ( ص 102 ) ، و اگر ديدن ( ص 47 ، 133 ، 137 ) ، چيدن در معناى انتخاب كردن ( ص 77 ) ، پايه‌تر ( ص 89 ، كلان ( ص 90 ، 163 ) . اشعارى كه مؤلف جاى به جاى از خود آورده سست و كم‌مايه است . نه ارزش ادبى دارد نه تاريخى . ظاهرا به تقليد و مرسوم نويسندگان قديم كه نثرهاى پخته را به چاشنى شعر گواراتر مىكردند ديگ هوس را بيهوده جوشان گردانده است . جز اين ، مؤلف جاىجاى مقدارى از اشعار متقدمين نظير اشعار عطار و عراقى و سعدى و شيخ محمود شبسترى و ابياتى از « كنز الحقائق و رموز الدقائق » سرودهء حسين خوارزمى و « درياى ابرار » تأليف امير خسرو دهلوى را نقل كرده است . اغلب آنها ، حكايت از صبغه مشرب صوفيانه و فكر عرفانى نويسنده دارد . اطلاعاتى كه مؤلف در اين كتاب از سرزمين چين در اوائل قرن دهم هجرى به دست مىدهد بسيار مغتنم است و بعضى از مطالب آن منحصر به فرد و كمياب ، بمانند آنچه از اوضاع و احوال زندانهاى چين براساس مشاهدات شخصى خود به تفصيل تمام مندرج ساخته است . اطلاعات ديگر مؤلف مخصوصا آنچه راجع به « حكيم مذهبى » چينيان و طريقهء « شكمونى » ، تقسيمات لشكرى و آداب دربارى ، رسوم شهرى و فوائد مدنى از قبيل مقادير چينى ، مسائل مربوط به زراعت ، پول كاغذى ، بهاى اجناس و نوع آنها ، وضع