خطايى ، على اكبر
138
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
و طوفان « 1 » نعره و فرياد نكنند « 2 » و از براى هر متاعى نوعى چيزى نوازند و مناسب او علامت بنهند و آن موضوع است به قانون و كس را زهرهء ترك و تغيير نبود . و در بيان معانى غريب شعر گفتن ايشان . « 3 » بيت « 4 » سالها در خون ديده پروريدم ديده را * تا ز بهر ديدن رويت به كار آيد مرا [ و درين معنى نيز گفتهاند : « 5 » ] فرد « 6 » به نطق آدمى بهتر است از دواب * دواب از تو به گر نگوئى صواب چو انسان نداند بجز خورد و خواب * كدامش فضيلت بود بر دواب و درين معنى چيستان گفتهاند « 7 » . بيت « 8 » چيست آن خانهاى كه هست دو در « 9 » * كاندرو مار اژدها پيكر همچو عيسى بود به يك نفسى * مرده را « 10 » زنده مىكند به نظر
--> ( 1 ) - سها : توافان ( 2 ) - ق : كنند ( 3 ) - سها : از « مناسب او علامت بنهند » تا اينجا را ندارد . فقط در انتهاى عبارت آمده است « بيان شعر گفتن ايشان » . ( 4 ) - سها : فرد ( 5 ) - فقط در نسخهء 610 آمده ( 6 ) - سها : شعر ( 7 ) - س 609 : عبارت را ندارد ( 8 ) - سها : قطعه ( 9 ) - سها : بود به دو در ( 10 ) - سها : مردهاى .