خطايى ، على اكبر

94

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

كسى در خطاى نباشد ، و هرچند مير معظم و يا پادشاهزاده باشد چون از منصب بيفتد يك كس يا دو كس خود داشته بود ، چون مخالفت كند ؟ و دوم آنكه در خلاف قانون زهرهء اطاعت ندارند . به تاريخ مشهور ميانهء ايشان چهار هزار سال است كه نه آفت طاعون ديده‌اند و نه خرابى از سپاه ، از جهت نگاهداشت قانونى كه در امور ملكى بغايت نافع است . از آن جهت « 1 » كه در امور ملكى و در ضبط ممالك بغايت و كمال رسانيده‌اند تا به حدى [ كه ] هيچ خلل در ملك ايشان يافت نشود و هيچ دشمن به ملك ايشان رخنه نتواند كرد . از آنكه قانون و قواعد را ايشان بغايت مضبوط گرفته‌اند . [ و چون ملك ايشان دوازده قسم است مهرهاى خطاى نيز دوازده است و بر هريك قسم مهرى است يشم « 2 » از سفيد مقدار كف دست و بر پشت آن مهرها صورت اژدر از سنگ يشم تراشيده‌اند ، و مهر كردن ايشان از سرخى بود و ده تو « نشان » بر روى هم بنهند و مهر كنند . هر ده مهر كرده شود . زيرا كه كاغذ ايشان حريرست . و تعظيم نشان خاقان چنان است كه اگر پادشاه را پسرى شود يا خوابى يا هولى ببيند حكم بفرستد به دوازده قسم ملك چين از براى خلاصى محبوسان و آن حكم را در محفه « 3 » بنهند و دو محفه « 3 » خالى از براى تعظيم او در عقب آن محفهء « 3 » با حكم همه از اطلسهاى ملون پوشش كرده و آراسته ، قرب صد كس آن محفه « 3 » ها را برداشته و به هر شهرى و منزلى كه برسند خلق آن شهر پيشواز برآيند گروه گروه [ و از براى هر گروه ] به مراتب جايها ساخته‌اند تا آنجا مىآيند و حكم را سر مىنهند و به تعظيم تمام به شهر در مىآرند و به ديوانخانهء عالى مىبرند و همهء امرا و خلق هر صباح حاضر آنجا مثل ديوان خاقان تا آن حكم را بخوانند و مهم آن حكم از هم گذرانند . ] و چون آن امرا و خلق از ديوان خاقان چين برآيند هركس به ديوانخانهء خود بيايند ، و هركس را درخور « 4 » مراتب او ديوانخانه‌اى است و چندين هزار امرا

--> ( 1 ) - ق : + است ( 2 ) - ق : يشب ( 3 ) - س 609 : محافه ( 4 ) - س‌ها : خورد