خطايى ، على اكبر
مقدمه 14
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
مقالاتى كه در زبان فارسى در اين مباحث نوشتهايم ارزش چندانى ندارد و چيزى نيست كه درخور بحث و فحص باشد ، مگر مقالهاى كه مجتبى مينوى در يكى از مباحث خاص مربوط به اين زمينه نوشته است . 3 در اين سى و چند سال اخير ، مخصوصا عدهاى از محققان ژاپنى به تحقيق در روابط فرهنگى و سياسى و تجارى كه ميان امپراطورى چين و صفحات آسياى مركزى ، يعنى سرزمينهاى ماوراءالنهر و تركستان وجود داشته است - و دنبالهء آن به ايران هم مىكشيده - پرداختهاند و تعدادى مقالات بسيار خوب در اينباره نوشتهاند . خوشبختانه عدهاى از آنها به زبان انگليسى است و من بهعنوان يادآورى مشخصات بعضى از آنها را در پايان كتاب براى علاقهمندان خواهم آورد . 4 ميان دو سرزمين ايران و چين ، از زمانهاى قديم روابط تجارى و مدنى و علمى وجود داشت . مخصوصا ميان چين و ايران راهى بازرگانى بوده است كه ابريشم و متاعهاى ديگر چين از آن راه به اروپا رسانيده مىشد و امروزه اين راه كهنهء ارتباطى را با نام ساختگى « جادهء ابريشم » مشهور كردهاند . اشارات و اطلاعاتى كه در كتب داستانى و حماسى 5 و شعرى ما در خصوص چين و خاقان چين آمده - اگرچه استعمال آن براى پادشاه چين درست نيست ، زيرا خاقان لقب پادشاهان ترك و فغفور از آن چين بوده است - يا نكتههائى كه دربارهء نگارخانههاى چين و صورتگران چين به وفور در اشعار فارسى ديده مىشود 6 همه حكايت از ديرينگى پيوند و گستردگى آن مىكند . جز آنها ، چندگونه اطلاع تاريخى واقعى هم در دست داريم كه به اجمال به ذكر آنها پرداخته مىشود . دستهاى ، اطلاعاتى است مربوط به گياهان طبى كه از چين بهدست مىآمد و ايرانيان نيز بمانند اغلب ملل قديم طالب آن بودند . اين نوع ادويه همراه امتعهء ديگر از راههاى دريائى 7 يا بر راه خشك به ايران آورده مىشد . ذكر اين ادويه در كتب طب و مفردات آن ( اعم از آنچه به فارسى است يا عربى ) توسط ايرانيان شده است . فى المثل خواص « چاى » را ( كه گياهى چينى است و مطبوخش مرسوم آن سرزمين مىبود ) نخستينبار در كتاب « صيدنه » تأليف ابوريحان بيرونى مىيابيم . بعدا در كتاب آثار و