خطايى ، على اكبر
مقدمه 15
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
احياء رشيد الدين فضل اللّه همدانى هم ذكر آن آمده است . از اين قبيل است ريوند چينى ، بيخ چينى و جز آنها . بىتناسب نيست گفته شود كه طب چينى ميان مسلمانان و از جمله ايرانيان ناشناخته نبوده است و در كتب و مراجع قديم اشاراتى از آنها هست ، مانند آنچه ابن نديم از قول رازى نقل كرده و نوشته است دانشمندى چينى به خانهء او رفتوآمد مىكرده . نيز مىدانيم كه رشيد الدين فضل اللّه همدانى ، طبيب يا طبيبانى چينى را به ايران خواسته بود . يادگار سفر آنان كتاب « طب اهل خطا » ( يا تنكسوقنامه ) است كه از زمرهء تأليفات رشيد الدين فضل اللّه است و او آن را به مدد همان پزشكان تأليف كرد . حتى عبارات چينى مربوط به معالجات را به خط فارسى در كتاب گنجانيده است . 8 ديگر اطلاعاتى است جغرافيائى از سرزمين و مردم چين و آداب و رسوم آنها كه هم در كتب مسالك و ممالك و عجائب المخلوقاتها تأليف جغرافيانويسان مسلمان آمده است و هم آنكه بعضى تأليفهاى مستقلتر در آن خصوص هست ، مانند آن قسمت از كتاب « طبايع الحيوان » شرف الزمان مرورودى كه تأليف سال 514 هجرى است و مطالب نفيسى را در خصوص چين دربر دارد . 9 دستهاى از كتب كه بيشتر جلب توجه مىكند سفرنامههائى است كه حاوى مشاهدات رهنوردان سواحل و سرزمينهاى چين است ، مانند نوشتهء سليمان سيرافى بازرگان كه از راه دريا به صفحات چين رفت . يا سفرنامهء ابن بطوطه كه از همه آثار ديگر معروفترست و در آن نكتههاى بسيار خوبى راجع به چين مخصوصا از لحاظ دريافت مقام فرهنگ و زبان ايرانى آمده است . يادداشتهاى ابو دلف خزرجى كه به همراه هيأتى از جانب نصر بن احمد سامانى براى خواستگارى دختر پادشاه چين به اين كشور گسيل شده و چند وقتى را در چين گذرانيده بود و پس از بازگشت به بخارا مقالهء اول از يادداشتهاى سفر خود را نوشت نيز از همين رسته است . از همينگونه است كتاب « تحفهء سليمانى » كه سفرنامهء محمد ابراهيم بن محمد ربيع سفير شاه سليمان صفوى به دربار سيام است . او ضمن شرح سفر خود مطالبى را