خطايى ، على اكبر

66

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

و « 1 » جنگ كردن [ لشكرهاى خطاى را ] نادر الوقع است ، زيرا كه طمع به ملك كس ندارند و دائما در ضبط ممالك خوداند « 2 » و نيز لشكر « 3 » بيكار نگذارند . [ و پيوسته بركار دارند مثل آنكه شهر سازند يا ميل سازند يا حصار سازند و يا در خندق دور خطاى دركارند و ] مىگويند اگر [ لشكر ] بيكار بود فتنه بود . « 4 » [ فصل ] [ در قواعد حرب ايشان ] اما « 5 » حرب خطائيان بغايت سخت بود . قواعد حرب ايشان چنين بود كه اگر قريب دشمن شوند عقب و چپ و راست لشكر را خندق سازند و راههاى ارابه گذارند و از پيش روى ارابه درچينند . و ابتداى حرب ايشان به طوپ بود و هفت صد هزار مرد خطاى را هفتصد هزار تفنگ باشد ، و همهء آن لشكرها مثل آن به همهء اسباب حرب آراسته و هيچ‌چيز نباشد كه در يكى نباشد و در يكى باشد . همه با همهء اسلحه حرب برابر مستعدند ، زيرا جمله را از خزينه داده‌اند و جملهء آن لشكر در كار ورزش برابرند و آن هفتصد هزار لشكر همه به يك بار تفنگ اگر بگشايند كوه بود پست گردد . و نصرت [ اهل اسلام ] برايشان در آن است كه لشكر خطاى « 6 » در سر كوچه بود « 7 » ، زيرا كه [ ايشان ] تا يسل نكشند « 8 » و اجازت ندهند جنگ نكنند . روز حرب

--> ( 1 ) - ق : جنگ كردن خطائيان ( 2 ) - س‌ها : « زيرا كه » تا اينجا را ندارد ( 3 ) - س‌ها : ايشان ( 4 ) - س‌ها : بيكارگذارى فتنه كنند ( 5 ) - س‌ها : چون عبارات اين قسمت بسيار متفاوت است نقل مىشود : « در قواعد حرب ايشان و چون هرجا كه فرود آيند دور لشكر را پاره‌اى خندق بزنند و پاره‌اى ارابه درچينند و خندق زدن دور لشكر را پيش ايشان در يك ساعت نجومى است . لشكر خطاى و جنگ خطائيان بغايت گران است . در روز جنگ عقب و چپ و راست لشكرگاه خود را خندق بزنند و از پيش روى لشكر طوپ درچينند و چندين هزار كس تفكهاى تيرانداز در سر دست حاضر ، بتمامه لشكر خطاى تفك دارند و در روز حرب اول طوپ اندازند ، و دوم جملگى به يك بار تفك اندازند و اگر عالمى سپاه باشد كه طاقت تفك ايشان نيارد از براى آنكه هفتصد هزار تفك به يك بار بگشايند - اگر كوه بود طاقت نيارد . » ( 6 ) - س‌ها : ايشان ( 7 ) - س‌ها : كوچ باشند ( 8 ) - ق : زيرا كه محل جنگ تا يسل كنند