خطايى ، على اكبر

65

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

به واسطهء آن‌كه خود را بريده و خدمت سراى خاقان كرده به آن مرتبه رسيده ، و « دوتانگ » از جهت علم و كمال به آن مراتب رسيده . و آن خادم و « دوتانگ » چون بميرند اثرى از ايشان نماند زيرا كه مال ايشان از آن پادشاه است و ايشان را ذريات نباشد و مرتبه و منصب ايشان به كسان ايشان نماند . و سيم « ذنبن » است كه او مير لشكر پنجاه هزار كس است و ضبط و حساب آن لشكر در دست اوست ، و او را اولاد و ذريات هست و بعد از فوت او اولاد او را مرتبه و منصب بدهند . پس دوازده قسم ملك خطاى را هر قسم او را سه سردار ضبط مىكند : اول خادم كه ضبط همهء شهرهاى آن قسم به او تعلق دارد كه [ او را ] « طى كن » گويند ، و دوم ديوان كل آن قسم كه ضبط همهء خزينه‌ها و حسابهاى ماليهء آن قسم به او تعلق دارد كه او را « دوتانگ » گويند ، و سيم مير لشكر آن قسم كه ضبط همهء لشكرهاى آن قسم به دو تعلق دارد كه او را « ذنبن » گويند . « 1 »

--> ( 1 ) - از « سردار ده كس را » ( سطر 6 صفحهء قبل تا اينجا ) از نسخه‌هاى « س » نقل شد زيرا در نسخهء « ق » تلخيض و تحريف شده است . صورت مندرج در « ق » اينك در حاشيه آورده مىشود : « و هر ده كس را يك كس سر و صد را ده و هزار راضد على الترتيب تا پنجاه هزار و پنجاه هزار كس را سه سردار معظم ، يكى خادم كه ضابط يك قسم از دوازده قسم شهرهاى خطاى بود كه او از سراى براى ضبط آن قسم برآمده بود به جاى پسر خاقان چين بود ، وكيل نفس ناطقهء پادشاه بود . اختيار آن قسم او دارد و بر همهء امراى اهل قلم و اهل علم اختيار [ دار ] ست . و دوم ميرديوان است . كل يك قسم از دوازده قسم ملك چين را ديوان كل است و خزينه‌هاى آن قسم در ضبط اوست و او را زن و فرزند نباشد و دائما به طريق محبوسان نگاه مىدارند كه مال پادشاه اسراف نكند و خادمى را كه نيز سردار و معظم ساخته‌اند سبب آنكه زن و فرزند ندارد و مال پادشاه اسراف نمىشود . و سيم مير لشكرست كه در قلمروى يك قسم هر لشكر كه هست در ضبط اوست و او را اولاد بود و اولاد او را مراتب و مناصب بود و به خلاف خادم و ديوان ، و خادم هرچه حاصل مىكند عاقبت به سراى رود . ميرديوان اگر بميرد نه دنيايى دارد و نه اولاد . ولى ازان كار اگر ترقى كند مراتب عالى يابد و يكى از آن شش ضابط خطاى شود و مال و نعمت فراوان يابد . و ضبط دوازده قسم ممالك خطاى را به همان طريق كرده‌اند . »