خطايى ، على اكبر
64
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
[ پادشاه فقر را در ملك جان * هست پىدرپى لوا خورشيد سان چرخ كحلى كرده افسر خاك پاش * بوده دريا يك غم از ابر عطاش تاج خود كرده ملوكان خاك پا * بوده خيل سركشان او را گدا جمله را دلجوى و ره بردست گير * فيض بخش عالم از نور ضمير ] و مراتب ميران لشكرها « 1 » سردار ده كس را « شيجن » گويند ، و سردار صد كس را « باىخو » ، و سردار هزار كس را « سنخو » گويند ، و سردار ده هزار كس را « جوخو » گويند ، و سردار بيست هزار كس را « يان سمزن » گويند ، و سردار سى هزار كس را « سمزن » گويند ، و سردار چهل هزار كس را « يان ذنبن » گويند ، و سردار پنجاه هزار كس را « ذنبن » ، و سردار پنجاه هزار لشكر در روز حرب سه مير معظم است : اول « طى كن » ، دوم « دوتانگ » ، سيم « ذنبن » . « طى كن » خادم است . از سراى پادشاه برآمده و به جاى پسر پادشاه است . وكيل نفس خاقان است و در يك قلمرو ضبط همهء شهرها به دو تعلق دارد و صاحب اختيارست و بر همهء امراى اهل قلم و اهل علم آن قسم مقدم است . و بعد « 2 » او « دوتانگ » . [ و اين ] « دوتانگ » ديوان كل يك قسم است و بر همهء امراى اهل قلم آن قسم مقدم است و همهء خزينهها و حسابهاى آن قسم به دست اوست و بهطريق محبوسان او را نگاه مىدارند ، و اين « دوتانگ » را زن و فرزند نيست . اينهمه احتياط از براى آن است كه مال پادشاه اسراف نكند . و ديگر خادم را نيز سردار معظم ساختهاند از بهر آنكه مال پادشاه اسراف نمىشود . « طى كن » و « دوتانگ » از عوام خلقاند كه به آن مرتبه رسيدهاند . « طى كن »
--> ( 1 ) - سها : او ( 2 ) - س 609 : دوم