خطايى ، على اكبر
63
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
چنانچه مذكور شد ، و از آنچه بر آن لشكرها تعيين كردهاند هيچ ذره ترك و تأخير و غيبت [ و ] شكار و فراغت در قانون ايشان نباشد . فصل « 1 » و علامات مراتب لشكرهاى ايشان و هر ده كس را يك « توغ » است و يك خيمه و در سى كس سه توغ و سه خيمه و يك سنجق « 2 » سرخ « 3 » ، بدينترتيب تا هزار « 4 » ، و هر هزار كس را يك علم سرخ و توغ « 5 » و كوس و كرهناى و توغها و سنجقهاى مذكور ، و هر پنجاه هزار كس را پنج هزار توغ و قريب « 6 » دو هزار سنجق « 7 » و پنجاه علم سرخ و يك علم زرد از همه بزرگتر و پنجاه كوس و پنجاه توغ و پنجاه كرهناى و پنجاه جفت « 8 » سنج و كوس و كبر كه « 9 » و پنج هزار ارابهء طوپ و پنجاه هزار لشكر را پنجاه هزار تفنگ « 10 » [ است ، از بهر آنكه هركس كه لشكرى است يك تفك لازم اوست كه به او تير اندازند به آتش ] و اين جمله [ اسباب و ] علامات پنجاه هزار كس بود . اين جمله لشكر حاضر « 11 » يك قسم از دوازده ممالك چين بود . « 12 » عطار « 13 » اين دو صد چندين سپاه و لشكرند * سربهسر مير اجل را چاكرند روز [ و ] شب پيوسته لشكر مىرسد * يعنى از پى مير مادر مىرسد چون درآمد از همه سوئى سپاه * هم تو باز افتى و هم نفست ز راه هركه خورد او از اجل يك تيغ دست * هم قلم شد تيغ و هم دستش شكست گر منم مير اجل در كاروبار * چون اجل آيد بميرم زار زار
--> ( 1 ) - سها : ندارد ( 2 ) - ق : سنجاغ ( 3 ) - سها : ندارد ( 4 ) - و تمام لشكر ايشان به همين قانون است ( 5 ) - س . 61 : بوغ ( 6 ) - سها : ندارد ( 7 ) - ق : سنجاق ( 8 ) - سها : « پنجاه جفت » ندارد ( 9 ) - سها : و از هر جنس پنجاه جفت چنان كه مذكور شد ( « كوس و كبركه » ندارد ) ( 10 ) - سها : تفك ( 11 ) - سها : است كه لشكر ( 12 ) - سها : ملك خطاى است ( 13 ) - سها : مثنوى