خطايى ، على اكبر

50

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

باز بعضى حكمتى در ساخته * در حكمت را ثمين پرداخته باز بعضى راه خود كرده بيان * از ره تقليد داده صد نشان باز بعضى بت‌پرست [ و ] بىخبر * بى خبر از راه و دور از راهبر سربه‌سر از راه بيراه آمدند * از ره حق كور « 1 » و گمراه آمدند سربه‌سر چون كافر [ و ] گمره شدند * در ره توحيد او بىره شدند [ عطار ] باز بعضى مؤمنان ره شدند * از طريق راه حق آگه شدند [ باز بعضى صادقان ره شدند * از طريق ذوق حق آگه شدند ] باز بعضى واله و حيران شدند * اندر آن درياى بىپايان شدند گر تو اندر راه حق عاشق شوى * راه حق را آن زمان لايق شوى بعده « 2 » ، و هركس به هر دين كه هست دين ديگران را دشمن ندارند و با ايشان عداوت ندارند ، بتخصيص [ مردم ] آن « 3 » همه دينها مسلمانى را بپسندند و هركس به دين محمدى درآيد و ديگران او را منع نكنند بلكه بپسندند « 4 » و رغبت كنند .

--> ( 1 ) - س : 609 : كر ( 2 ) - س‌ها : ندارد ( 3 ) - س‌ها : اين ( 4 ) - س : از « و هركس » تا اينجا را ندارد