خطايى ، على اكبر
39
خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )
باب اول در بيان راههاى خطاى از ديار اسلام از جانب خشكى سه راه است : يكى راه كشمير ، دوم راه مغولستان ، سيوم راه ختن . « 1 » و آنچه راه ختن و كشميرست همه مردم به مردم است پرآب و علف ، الا در آن سر پانزده روزه كم آب و كم علف ، الا در هر منزل بكاوند به قد مرد يا بيش آب بهدر آيد ، و بعضى جاى يك بدس « 2 » كه بكاوند آب بهدر آيد . و آنچه راه مغل « 3 » است يعنى ملك چغتى است راه نيك « 4 » است . ميرتيمور از آن راه قصد رفتن كرده است و فرموده كه در هر منزلى قلعهاى ساختهاند و در هر قلعهاى چند هزار لشكر تعيين كرده كه زراعت بكنند و غله جمع سازند ، و چون لشكر بر آن راه برود تنگى نكشد . گويا عمرش وفا نكرده و چون اجلش رسيد تحسر كرده [ و گفته ] كه ما همچون كافران خطاى و ايغور « 5 » و قلماق و تبت را گذاشته تيغ بر ممالك اسلام كشيديم گويان - درين حسرت جان داده .
--> ( 1 ) - س : يكى راه ختن و يكى راه مغولستان ( 2 ) - س : بدسك ( ؟ ) ( بدس همان بدست است ) ( 3 ) - س : مغول ( 4 ) - س : خوب ( 5 ) - س : اوىغور