رابى بنيامين تودولايى ( مترجم : مهوش ناطق )
97
سفرنامه رابى بنيامين تودولايى ( فارسى )
صحبت مىكند و دين موسى را به خوبى مىداند ، عبرى را مىخواند و مىنويسد « 1 » ، دشمن هديه و پيش كش است و فقط از درآمد كار خود زندگى مىكند . او حصير مىبافد و نام خود را روى آنها مىنويسد ، شاهزادگان آنها را به بازار مىبرند و اشخاص ثروتمند اين حصيرها را مىخرند . سودى كه از اين راه به دست مىآورد هزينهى زندگى او را تأمين مىكند . او خوب ، حقيقتگو و قابل اعتماد است و از كارهاى خوب حمايت مىكند . او فقط يك بار در سال خود را به مردم نشان مىدهد . اگر زائرينى هم كه از راه دور براى زيارت مكه در آنجا پياده مىشوند ، بخواهند او را ببينند ، موفق نمىشوند . آنها در مقابل قصر جمع مىشوند و فرياد مىزنند : اى سرور ، نور مسلمانان ، درخشش دين ما اجازه بده چهرهى نورانىات را ببينيم . گو اين كه خليفه توجهى نمىكند ، ولى طبق معمول در چنين شرايطى ، سركردگان ، خدمتكاران و نگهبانان ميانجى مىشوند و با هراس زياد از او خواهش مىكنند خليفه بزرگ به اين مردمى كه از راه دور آمدهاند تا به عنوان
--> ( 1 ) . از نظر تاريخى اين مطلب و دنباله آن ، در تأييد نفوذ يهود در دربار عباسيان حائز اهميت بسيارى است . رجوع شود : ناصر پورپيرار ، پلى بر گذشته ، بخش دوم ، بررسى اسناد . فصل بنى اميه و بنى عباس . ( ويراستار )