محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )

64

كتاب الجغرافية ( فارسى )

خالص و خوشبو خارج مىشود و لبهايش سرخ مىگردد . و فصاحتش زياد و شادمان مىگردد و غم و غصه‌اش از بين مىرود و سبكبال مىشود و قوه باه ( نيروى جنسى ) او افزايش مىيابد ، اين درخت نشاط زنان و مردان را مىافزايد . اين درخت در فضيلت و امتياز مانند ندارد و پادشاهان هند و سند به آن رشك مىورزند و آن را به يكديگر هديه مىدهند و نمىگذارند كسى از آن استفاده كند يا آن را بفروشد . پادشاهان هند در قديم آن را به سلاطين چين به عنوان هديه و تعارف مىدادند ، همان‌گونه كه پادشاهان چين روغن بلسان - كه ذكرش گذشت - را به پادشاهان هند هديه مىدادند ، همچنين سلاطين هند آن را به پادشاهان فارس و يمن اعم از طايفهء حمير و غير آن به تعارف مىدادند و آن‌ها ( هم ) در برابر آن بهترين هديه را به پادشاهان هند هديه مىدادند . 49 - همچنين از عجايب اين جزيره درخت سيدخ « 1 » است و آن درخت تنومندى است كه برگ‌هايش شبيه برگ‌هاى درخت نشم « 2 » است . اين درخت هر سال در ماه آذار برابر ماه مارس ميوه مىدهد . ميوه‌اش گردوى بزرگى است كه چهار نفر و حتى بيش‌تر را سير مىكند . در آغاز ماه مه در پايين هر گردو سوراخى ايجاد مىكنند و در زير آن ظرفى آويزان مىكنند . به اين ظروف كارى ندارند تا اين‌كه هنگام روز از شيرى كه از شير گوسفند سفيدتر و شيرين‌تر و چرب‌تر است پر مىشود آن‌گاه آن را مىخورند و مىآشامند و طبخ مىكنند و در غذا از آن استفاده مىكنند . هرچه از آن شير تا روز دوم باقى بماند تبديل به شرابى رقيق و زرد رنگ و مست‌كننده مىشود ، به‌طورى كه اگر

--> ( 1 ) . نام اين درخت در كتب لغت نيامده است . ( 2 ) . نشم ( يا نشمه Nasma ، گياهى از تيرهء اسفناجيان و از دستهء اشنان‌ها كه به صورت درختچه‌اى است و كوبيدهء ريشه‌اش مانند چوبك به مصرف شست‌وشوى البسه مىرسد ( فرهنگ معين ، ( معلّى ، ييلاق ) ، ج 4 ، ص 4738 ) .