محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )
65
كتاب الجغرافية ( فارسى )
كسى بيشتر از دو رطل از آن را بنوشد كاملا مست شده و از شدت شادابى و سرحالى در پوست خود نمىگنجد و طبعش حريص و راغب به خوردن مىشود . آنچه از اين شراب تا روز سوم باقى بماند تبديل به سركهء كهنهاى مىشود كه با آن خورشت مىسازند و هم آن را بر سر سفره خود مىخورند و هرچه كه از آن سركه اضافه بيايد ديگر هرگز دگرگون نمىشود . و امّا آنچه از اين ميوه « گردو » در پوست خود باقى بماند ديگر سوراخ نمىشود و تا ماه آگوست ( بر درخت ) باقى مىماند ، سپس بر زمين مىافتد ، آنگاه آن را جمعآورى مىكنند و آن را سوراخ مىكنند و از آن آرد نرم سفيد رنگى بيرون مىآوردند ، سپس آب داغ روى آن مىريزند به قدرت خداوند تبديل به روغن مىشود و آن را مىخورند و مىآشامند . و از اين جزيره نيز لك « 1 » و نيل « 2 » مىآورند . نيل « گياه » معطرى كه روى آب بالا مىآيد و آن خوشبوترين نيل در روى زمين است . و در مقابل اين جزيره كوهى است كه در آن عقيق و نگينهاى ( يا مهرههاى ) سنگى را جمع مىكنند ، و در اين جزيره نيز كمى كندر رومى يافت مىشود . جبل القردة « 3 » ( كوه ميمونها ) 50 - در نزديكى اين جزيره كوهى است معروف به جبل القرده كه در آن ميمون
--> ( 1 ) . لك Lok ، نوعى شتر ( ر . ك : فرهنگ معين ( ك - معلومه ) ، ج 3 ، ص 3614 ) . ولى در متن كتاب معلوم نيست منظور چيست ؟ به احتمال گياهى همانند نيل بوده است . ( 2 ) . نيل Nil ، مادهاى است آبى رنگ كه از برگ انواع مختلفه درختچهء نيل بدست مىآيد . نيل درختچهاى است از تيرهء پروانهواران . . . گلهايش قرمز يا صورتى رنگند . . . ميوهاش غلاف مانند است ( شبيه ميوه لوبيا ) . . . مادهء رنگى نيل را در نقاشى و جهت خوشرنگ كردن لباسهاى سفيد پس از شستوشو به كار مىبرند ( ر . ك : فرهنگ معين ( معلّى - ييلاق ) ، ج 4 ، ص 4902 ) . ( 3 ) . Djabal al - kerada .