محمد بن أبي بكر الزهري الغرناطي ( مترجم : حسين قره چانلو )

60

كتاب الجغرافية ( فارسى )

فلاسفه و اطبّا ، و حكما و منجمين و ديگر اهل علم بر اين متفّقند كه اين جزيره نقطهء مركزى تمامى زمين اعم از ( قسمت ) خالى و آباد است . چون خورشيد به وسط برج حمل برسد هيچ چيز در جزيره ، سايه نخواهد داشت . آب و هواى اين جزيره از همه جاى زمين معتدل‌تر است ، زيرا كه ( خورشيد ) در وسط برج حمل و برج ميزان قرار دارد و به همين دليل شب و روز اين جزيره هميشه مساويند و كم و زياد نمىشوند . و به همين دليل در اين جزيره برگى از درخت نمىافتد و مرگ انسان فرا نمىرسد مگر اين‌كه عمرش به يكصد رسيده باشد . اين جزيره عرض جغرافيايى ندارد . و صرفا برحسب حركت خورشيد ، برج‌هاى جنوبى و شمالى داراى ارتفاع است . اين جزيره خود مبناى اندازه‌گيرى عرض تمامى شهرهاى شرق و غرب زمين است . لذا وقتى فيلسوفان مىگويند ؛ قبهء أرين ، يعنى بلندى يا ارتفاع خورشيد را در وسط آسمان اراده كرده‌اند . و ما سخن را كوتاه كرديم زيرا جايش اين‌جا نيست . 46 - از جملهء امور شگفت‌انگيز مشهور در جزيرهء ارين مناره‌اى است كه مسعودى آن را در كتاب مروج الذهب وصف كرده است . و آن منارهء بسيار بزرگى است كه ارتفاع آن به اندازهء ارتفاع منارهء اسكندريه است « 1 » . در وسط

--> - كنونى ) است و به پندار آن‌ها بر خط استوا قرار داشته است . نقطهء تقاطع خط استوا با خط نصف النهار به نزد علماى جغرافيدان مسلمان « قبة الارض » يا قبه نام داشت . و فاصلهء آن از شرق و غرب و شمال و جنوب يكسان بود . مبدأ محاسبهء طول‌هاى جغرافيايى به نزد هنديان از جزيرهء لنكا يا قبه بود و هم به پندار آن‌ها خط نصف النهار لنكا بر شهر اوجينى ( اوجين كنونى ) مىگذشت كه جزء ولايت مالوه در هند ميانه است و در آن‌جا رصدخانه‌اى معروف به پا بود . كلمهء أجّين در عربى به صورت أزين درآمد كه با شكل كلمه به نزد بطلميوس ، يعنى اوزنه ، قرابت دارد و ميان آن با كلمهء عربى شباهت نزديك هست و در نتيجهء نقص عادى خط عربى كلمهء ازين مبدّل به ارين شده است ( تاريخ نوشته‌هاى جغرافيايى در جهان اسلام ، ص 57 ) . ( 1 ) . در كتاب مروج الذهب ، مطلبى دربارهء منارهء جزيرهء آرين نيامده ، وصفى كه در آن‌جا شده از منارهء اسكندريه است ( ترجمه ابو القاسم پاينده ، ج 1 ، صص 364 و 365 به بعد ) .