واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : ليلا ربن شه )

39

جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى )

مىرفت . اين شهر كوچكتر از جرجان - شهر مهم هيركان بود . در ضمن آمل و جرجان هر يك به تنهايى از شهر قزوين كه از جنوب به مناطق كوهستانى كشيده مىشد بزرگتر بوده‌اند . از لحاظ اقتصادى طبرستان منطقه‌اى بود كه در آن پرورش ابريشم پيشرفت فراوان يافته بود ، به گونه‌اى كه در جهان اسلام از شهرت فراوان برخوردار بود . آمل يكى از مراكز مهم توليد ابريشم به شمار مىرفت . پارچه‌هايى از مخمل و پشم نيز در آنجا توليد مىشد . غير از توليد ابريشم ، صنايع دستى نيز در آنجا وجود داشت ، ظرف و بشقابهاى چوبى هم توليد مىگرديد . شهرت عمدهء جرجان به خاطر صدور تخم نوغان ، ماهى و برنج بود . و اما راجع به ارمنستان ، اران و آذربايجان . از قرن دهم هر سهء آنها مجموعهء واحدى را تشكيل مىدادند . اين نكته را بويژه مىتوان در آثار جغرافىنگاران ايرانى سده دهم ميلادى مشاهده نمود . آنها معتقد بودند كه اين سه منطقه با يكديگر پيوند دارند و قطب فرهنگى آنها همگون است . برذعه ( بردع ) يا پرثوه شهر مهم ارمنستان ، اران و آذربايجان بود كه در زمان ساسانيان به همين نام ( پرثوه ) ناميده مىشد ، ولى در زمان عربها به آن برذعه مىگفتند . « 1 » بعد از رى و اصفهان ، برذعه بزرگترين شهر سراسر منطقهء بين النهرين و خراسان محسوب مىشد . گفته مىشود كه اين شهر به صورت پيشين آن در دوران قبل از اسلام از بين رفت ، و شهر جديد ، شهر عصر اسلامى است كه توسط خليفه عبد الملك در اواخر قرن هفتم و آغاز قرن هشتم ميلادى ساخته شد و در زمان عباسيان و خليفه منصور نيز كمال يافت . بعد از برذعه ، شهر دربند در مقام دوم و تفليس در مقام سوم قرار داشتند . غير از آن ، معلوم گشته است كه اردبيل شهر بزرگ آذربايجان بوده و وسعت آن نيز از برذعه و دربند كمتر نبوده است . اين مناطق از نظر توليد رنگ ، و همچنين پارچه‌هاى ابريشمى و نخى مشهور بوده‌اند . راجع به دربند گفته مىشود كه در آنجا پارچه‌هاى كتانى خاصى توليد مىشد كه در هيچ يك از اين مناطق نظير آن توليد نمىشد . خبرى هم راجع به برذعه وجود دارد مبنى بر اين كه اين شهر داراى يك فرسنگ ( 6 ورست ) طول و عرض بوده و بناهاى آن از آجر پخته ساخته شده بود . قسمتى از ستونهاى مسجد جامع آن از همين مصالح و قسمت ديگر آن از چوب بود . برذعه مركزى بود كه چندين راه از ميان آن مىگذشت . از يكسو ، راهى از

--> ( 1 ) . درباره اين شهر ر . ك . به : تاش‌چيان ، بردع قرون وسطا در دورهء شكوفايى ، آكادمى علوم جمهورى آذربايجان ، 1946 ، شماره 9 ، صص 52 - 61 . ب . استاويسكى .