واسيلى ولاديميروويچ بارتولد ( مترجم : ليلا ربن شه )

21

جايگاه مناطق اطراف درياى خزر در تاريخ جهان اسلام ( فارسى )

زيرا در سايهء تمركز راههاى بازرگانى در عهد ساسانيان ، شهرنشينى گستردگى بسيارى يافته بود . ساسانيان نه تنها در خشكى ، بلكه در دريا نيز امور بازرگانى با هندوستان و چين را در اختيار خود داشتند . برترى و تفوق ساسانيان در امر بازرگانى جهانى موجب شد كه زندگى شهرى نيز گسترش يابد . در نتيجه گروه كثيرى از بيگانگان نيز به اين شهرها روى آوردند و در آنها سكنى گزيدند . بنابر معمول دولتهايى كه سياستهاى مذهبى و طبقاتى را اعمال مىكردند ، موانع متعددى براى حضور بيگانگان در كشور پديد مىآوردند ، ولى در عهد ساسانيان وضع خلاف آن بود . در اينجا ، آنها نه تنها مانع ورود خارجيان به ايران نمىشدند ، بلكه گاهى حتى با زور آنها را از شهرهاى امپراتورى روم به ايران نقل مكان مىدادند تا بعضى از رشته‌هاى صنعت را پديد آورند . در زمان لشكركشيهاى موفقيت‌آميز ، وقتى كه موفق به اشغال بعضى از شهرهاى امپراتورى روم ، بخصوص انطاكيه مىشدند ، پيشه‌وران آن شهرها را با زور به ايران مىآوردند . در اين اوضاع و احوال به رغم پشتيبانى حكومت اين‌گونه ساختار صنفى و گروهبندى اجتماعى مىبايست رفته رفته فرو مىريخت و آن صورت آيينى به تدريج از هم پاشيده مىشد ، زرتشتى هم كه مدافع چنين نظام منسوخى بود بايد از بين مىرفت . در سده سوم ما شاهد جنبشى مذهبى به نام مانيگرى هستيم كه هدفش نزديك كردن آيين زرتشت به آيين مسيح و بودا بوده است . مانى نيز خود را ادامه دهنده و جانشين بودا ، زرتشت و مسيح مىدانست . در اين جنبش دينى ، زهد و ورع ، امتناع از ثروت و دارايى در مقابله با ساختار طبقاتى موجود قرار مىگيرد ، ولى با اين وصف نهضت مذكور سركوب شد . مانويان از كشور رانده شدند و مانى نيز اعدام گرديد . در بعضى از منابع چنين آمده است كه در قرن پنجم ميلادى نظام موجود بار ديگر مورد حمايت قرار گرفت . در اين زمان از وزيرى به نام مهرنرسه ياد شده است كه همانند زرتشت يك فرزند خود را در رأس روحانيان ، پسر ديگر را در رأس بزرگان يا اشراف جنگى و سومى را در رأس كشاورزان قرار داد . بدين روال در سدهء پنجم ، همان ساختار و نظام پيشين بار ديگر بر جا ماند و تصويرى دقيق از خود بر جاى نهاد ، ولى بعد مىبينيم كه اواخر سدهء پنجم و آغاز قرن ششم ميلادى ، از درون گروه مانويان نهضت ديگرى پديد آمد كه مزدك در رأس آن قرار داشت . مزدك كه با زهد و ورع سازگارى نداشت خواستار مصادرهء جبرى مال ، برابرى در دارايى و اشتراك زنان گرديد . او به رابطه ميان مالكيت خصوصى و امر