احمد على خان وزيرى

77

جغرافياى بلوچستان ( فارسى )

قلعه بناى انداختن گلوله گذاشتند و سرباز را منع از دخول نمودند . معركه از سر گرفت سرتيپ حكم به انداختن خمپاره و سوراخ كردن حصار نمود . چون حصار اوّل با خانه‌هاى جوف « 1 » او در دست اهل اردو بود ، قلعه‌گيان به ستوه آمدند و اختلاف‌آرايى هم در ميان آنها پديد آمد . كوتاهى در جنگ كرده نارين قلعه را هم تصرّف كردند [ 324 ] و مال بسيارى از اهالى آنجا به غارت رفت . امامعلى خان آقابزرگ كلانتر نرماشير را در آنجا گذاشته و محمّد شاه را همراه برداشته به بمپور آمد و سيد على خان پسر حاجى عبد الوهاب خان را نايب مناب كرده به صوب بم مراجعت نمود با غنيمت بسيار به شهر كرمان به خدمت خانبابا خان رسيد و در خلال اين حال در ماه ذى حجه سنهء هزار و دويست و هفتاد و دو خانباباخان [ 325 ] در باغ سعيدى كه يك فرسخ خارج شهر كرمان است به مرض سكته درگذشت . غلام حسين خان سپهدار به حكمرانى كرمان و بلوچستان از دار الخلافه وارد دار الملك كرمان گرديد . كماكان حكومت بم و بلوچستان تفويض امامعلى خان نمود ، او محمّد شاه را برداشته به بم و از آنجا به بمپور رفت . جميع رؤسا و عمّال قصبات و قراء و ايلات اين قطعه بلوچستان به خدمتش رسيده در نهايت [ 326 ] اطاعت و انقياد و دادن خراج مىزيستند و امامعلى خان در فصل زمستان دو ماهى در بلوچستان به تثبيت مهام آنجا اشتغال نمودى و مراجعت به نرماشير و بم كردى و سالى يك دفعه به شهر كرمان به جهت وصول به خدمت حكمران آنجا و تفريق محاسبات آمدى . به حق در زمان حكومت در بلوچستان ، مردم آنجا در مهد امن و آسايش غنوده بودند . تا در ماه رجب سنهء هزار و دويست و هفتاد و پنج در بم از مرض مطبقه « 2 » و سرسام به دار باقى شتافت . و در آن سنه نوّاب كيومرث ميرزاى عميد الدوله پسر مرحوم قهرمان ميرزا به حكمرانى كرمان و بلوچستان بيامد و مرحوم محمّد اسماعيل خان وكيل الملك مشير و مشار و وكيل رستگار جميع امور جزئى و كلى حكومتى بود و بعد از چهار پنج سال [ 327 ] فرمان حكمرانى دو

--> ( 1 ) . جوف : اندرون ، هر چيز كه در ميان چيزى ديگر باشد . ( 2 ) . مطبقه : تب ، تب دايم كه در شبانه‌روز پيوسته باشد و خنك نگردد .