احمد على خان وزيرى
73
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
تعاقب كرده عيالش را اسير و خودش را دستگير اموالش را تاراج نموده به فضلعلى خاناش سپردند . حكمران كرمان به قلعهء بمپور درآمد . هرچه عبد اللّه خان سرتيپ و امامعلى خان به او گفتند مصلحت در آن است كه نامه استمالتآميز با خلعت به رؤساى فهره و ابطر و مگس و لاشار [ 305 ] و قصرقند و سرباز و ساير بلوچستان فرستى و آنها را نزد خودطلبى ، بعد از ورود خراجى مقرّر بر آنها گذارى و يك نفر كاردان مثل امير سعيد خان يا حاجى عبد الوهاب خان بر آنها بگمارى چون چند نفر اوباش بىمغز كه منسوب او بودند ، از آن جمله لطفعلى خان و احمد بيگ و فتحعلى بيگ و قربان بيگ به جهت غارت شتر و گوسفند و ساير اموال و اسير نمودن پسران و دختران بلوچيّه برگشته احوال [ 306 ] او را از اين رأى صواب بازداشتند و سخن مصلحتآميز امامعلى خان را بيهوده و خرافات انگاشتند . لطفعلى خان و احمد بيگ با ساير سواران را مأمور به تاخت و تاز اطراف نمود . آنها حتى المقدور اسير و شتر و گوسفند از حمّال آنجا آورده به اردو پيوستند . بيگلربيگى از راه كران ريك به صوب نرماشير و بم به شهر كرمان بازگشت . ابو الحسن خان را با عيال به مصحوب شفيع خان [ 307 ] منسوب خود روانهء دربار معدلت مدار كرد . يك سال و دو ماه كه گذشت در ماه شوّال سنهء هزار و دويست و شصت و چهار مرغ روح شاهنشاه غفران پناه محمّد شاه - امكنه اللّه فى بحبوحة الجنان - به آشيان قدس پرواز نمود . سلطنت ايران به وجود مبارك اعليحضرت شاهنشاه فلك خرگاه ، ناصر الدين شاه - خلد اللّه ملكه و سلطانه - مشرّف گرديد . در ماه جمادى الثانى سنهء هزار [ 308 ] و دويست و شصت و پنج نوّاب مؤيّد الدّوله طهماسب ميرزا از دار الخلافه به حكمرانى وارد به مقرّ ايالت شد . از عدل و انصاف آن شاهزاده والاتبار كرمان كرّمان الجنّه « 1 » گرديد ، جميع اشرار و متمرّدين را به ياسا « 2 » رسانيد . بعد از هرج و مرج زمان عباسقلى خان جوانشير و
--> ( 1 ) . كرّمان الجنّه : مثل انار بهشت . ( 2 ) . ياسا : به تركى مغولى به معنى سزا و كشتن و قانون و قاعده آمده است .