احمد على خان وزيرى
74
جغرافياى بلوچستان ( فارسى )
فضلعلى خان و بىحسابى اتراك وجود مؤيّد الدّوله فرج بعد از شدّت بود در بلاد و بلوك ما صدق اين بيت به ظهور آمد . نظم نجستهايم سراپا [ 309 ] سراپا شكسته جز زلف * نديدهايم در آتش نشسته جز خال محمّد تقى خان پسر مرحوم حاجى عبد الوهاب خان را به كوتوالى قلعه بمپور و نسق و ضبط خالصه آنجا فرستاد و عبد اللّه خان سرتيپ را با فوج ملايرى به تسخير ساير بلوچستان و قمع « 1 » متمرّدين آنجا مأمور فرمود . هر دو بعد از ورود بهطور شايسته از عهدهء خدمت محوّله برآمده محمّد تقى خان توقّف كرده سرتيپ با فوج مراجعت نمود . غالب [ 310 ] رؤساى بلوچستان مثل سيف الدين خان مگسى و اعظم خان فهره به شهر كرمان خدمت مؤيّد الدّوله رسيده مخلّع و مستمال بازگشتند و خراج مقرّرى مىفرستادند . در سال سوم حكمرانى اولياى دولت قاهره شاهزاده را احضار به دار الخلافه كرده خانبابا خان سردار [ را ] به حكمرانى كرمان و بلوچستان فرستادند . در اين حين محمّد تقى خان در بمپور بمرد . از جانب ايالت كرمان [ 311 ] موسى خان پسر مرحوم ظهير الدّوله به حكومت بم و بلوچستان برفت . در آن زمستان خانبابا خان عبد اللّه خان پسر خود را كه منصب ميرپنجى داشت با امامعلى خان كه يك سال و نيم قبل حسبالامر ميرزا تقى خان امير نظام دو فوج سرباز جديد از شهر و بلوك كرمان گرفته و خود به منصب سرهنگى برقرار بود و از زمان حكمرانى احتشام الدّوله به كرمان در آنجا [ 312 ] متوطّن شده قبل از سرهنگى يوزباشى « 2 » سواران كنگرلو و يكانلو بود و فحلى « 3 » كاردان و با اطّلاع از امور كرمان و بلوچستان با فوج و دو عرّاده توپ به نظم بلوچستان و قلع اشرار آن سامان مأمور كرد . بعد از ورود به آنجا همه اهالى اين قطعه بلوچستان متصرّفى كرمان مطيع و
--> ( 1 ) . قمع : سركوب كردن . ( 2 ) . يوزباشى : فرمانده صد تن . اصطلاح نظامى است . ( 3 ) . فحل : مرد با كفايت و صاحب اسم و مفرد فحول .